با اين که قصد نوشتن در اين سايت را نداشتم ولی يه جهت آموزش پاره ای از دوستان اين مطلب را به عنوان آزمايش می نويسم.

 

  
نویسنده : دكتر محمد عطاران ; ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ امرداد ،۱۳۸۳

وبلاگ جديد

اين وبلاگ پس از مدت ها تعطيلی بزودی در اين نشانی کار خود را آغاز می کند.

  
نویسنده : دكتر محمد عطاران ; ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ تیر ،۱۳۸۳

بهانه برای ننوشتن

آقای محقق معين گلايه کرده اند که دو ماه است که من در وبلاگم مطلبی نمی نويسم. واقعيت اين است که در اين مدت مشغول يک تحقيق و آماده کردن خود و همکارانم برای برگزاری دوره تلفيق فناوری اطلاعات در آموزش علوم ابتدايی بودم. اين دوره از تاريخ بيست و هفتم تا سی ام دی ماه در مرکز آموزش نيروی انسانی احمد آرام آغاز شد و مدرسين مراکز تربيت معلم در آن شرکت داشتند. برای اين دوره سايت آماده شده که آقای احسان مظلومی آن را طراحی کرده اند. سايت تحت عنوان آموزش علوم ابتدايی مبتنی بر IT به عنوان پشتيبان دوره عمل می کند. الان فرصتی در بين نهار ونماز پيدا کرده ام که اين مطالب را بنويسم. انشاء الله مطالبی در اين دوره خواهم نوشت.

  
نویسنده : دكتر محمد عطاران ; ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ دی ،۱۳۸٢

تفکر يا تقلب

آيا برنامه درسي مبتني بر فن آوري جديد جايگزين برنامه درسي سنتي خواهد شد و آيا اينكار ضرورت دارد؟ بعضي نگران اين جايگزيني هستند و معتقدند چنين برنامه اي شرايط تفريح را براي دانش آموزان فراهم مي كند و آنها را وارد سيلابي از اطلاعات مي كند كه بيشتر آنها نامرتبط و كم اهميت است. بعضي ديگر مي گويند فن آوريهاي «مملو از تصوير» خواندن را بيش از گذشته به حاشيه مي رانند.

ـمنتقدان  کامپيوتر و اينتر نت معتقدند که با توسعه فناوری نوين ؛اختصاص فرصت بيشتر براي دستيابي به اطلاعات جايگزين تفكر درباب معني اطلاعات مي شود. آن ها کامپيوتر را با کتاب مقايسه می کنند و می گويند که اطلاعات دركتابها بطور دقيق انتخاب شده اند و بطور منطقي به آموزش سلسله مراتب دانش كمك مي كنند ولي اطلاعات الكترونيكي اينچنين نيستند. دستيابي آسان به اطلاعات دانش آموزان را از رنج  تحقيق و پذيرش انتقاد ، آزاد مي كند ولي در عين حال وقت آنها را صرف تفكر نمي كند .

Postman فيلسوف آمريکايي مي گويد « ممكنست تعليم و تربيت كامپيوتري دانش آموزان را درنظام بوروكراسي صاحب شغل گرداند ، ولي لزوما از آنها شهرونداني با تفكرا نتقادي نمي سازد كه بتوانند در يك نظام دموكراتيك مشاركت كنند.. »

ـ از طرف ديگر مدافعان برنامه درسي كامپيوتري مي گويند مشكلات مطرح شده قابل حل است و نبايد انتظار داشت كه مدرسه فورا با فن آوري كاملا منطبق شود. آنها مي گويند اين فن آوريها فضاي منزل و محل كاررا فرا گرفته اند، پس چرا مدرسه را فرانگيرند؟ همچنين آنها فوايد فراوان و واقعي كامپيوتر ها را ذكر مي كنند : «كامپيوترها علائق گسترده اي را نسبت به مدرسه ايجاد مي كنند، روشهاي يادگيري متنوع ارائه مي دهند، با آموزش متون به طرف مختلف، دروس را تقويت مي كنند و سرعت آموزش را بالا مي برند.

اگر که سخن Postman در باب اينترنت و رها کردن آن ها از عرصه تفکر و تامل قابل مناقشه باشد؛ اين نکته قابل ذکر است که يکی از آفات اينترنت برای دانش آموزان و دانشجويان رو آوردن آن ها به استفاده از تحقيق ديگران و نپرداختن خود به امر تحقيق می باشد.

در مقاله ای در وبلاگ آهوی سه گوش آمده است: برخي از دانشجويان راه ميانبر و كوتاه خريد و كپي پروژههاي درسي كه در اينترنت قرار داده شده است را انتخاب ميكنند و با تايپ نام خود در ابتداي پروژه آن را به نام خود به استاد تحويل ميدهند.
حداقل 100 ايستگاه تقلب در اينترنت وجود دارد و غالب آنها پروژه هاي دروس‏ آكادميك را به رايگان و يا در مقابل مبلغ بسيار كمي در اختيار مراجعان قرار ميدهند.
استادان دانشگاهها ميگويند آنها ميدانند تعدادي از پروژه هاي درسي كه به آنان تحويل داده ميشود توسط دانشجويان تهيه نشده و بيشترين زحمتي را كه متحمل شدهاند تغيير نام نويسنده و تايپ اسم خود در اول مقاله است . آنها اعتقاد دارند تا زماني كه منابعي مانند اينترنت در اختيار دانشجويان قرار دارد راه ميان بر و آسان هميشه تقلب است.
نتايج يك بررسي و نظرسنجي غيررسمي از دانشجويان نشان ميدهد كه استفاده از نوشته هاي ديگران و تحويل پروژههاي درسي آنان به نام خود به شدت در ميان دانشجويان رواج دارد.
انجام هر جستجوي ساده در مورد مطالب درسي در اينترنت بيش‏ از 50 آدرس‏ در اختيار مراجعه كننده قرار ميدهد، سايتهايي مانند Cyberessays و School Sucks و House of Cheat كه در هر يك از آنها صدها پروژه درسي قرار داده شده است. دانشجويان به وضوح ميدانند تحويل هر يك از پروژههاي اينترنت دريافت نمره قبولي را تضمين ميكند.
تعدادي از اين ايستگاهها مطالب خود را به فروش‏ ميرسانند. ارزش‏ يك پروژه پايان ترم دانشگاهي از چند دلار شروع شده و گاهي به 300 دلار آمريكايي ميرسد اگر چه بسياري از مقالات را ميتوان به رايگان دريافت كرددر دوران اينترنت تقلب در پروژه هاي درسي آسان است، در اينترنت مقالات و متوني درباره زيست شناسي، ادبيات، فيزيك، رياضي، و تقريبا تمام مطالب درسي قرار داده شده است؛ اگر مطلب مورد نظر پيدا نشد كساني آمادگي آن را دارند تا در مقابل پرداخت وجه پروژه شما را تهيه كنند. طيف مراجعه كنندگان به ايستگاههاي تقلب را دانشجويان تنبل ـ كساني كه توانايي تحقيق و مطالعه ندارند ـ تشكيل ميدهد، اگر چه عموم به آنها به ديده "زرنگ" نگاه ميكنند ولي كاملا مشخص‏ است كه "زرنگي" آنان در تقلب است نه در درس‏. متخصصان ميگويند روزانه هزاران دانشجو در سراسر جهان در پي يافتن مطالب درسي به جاي مراجعه به كتاب و كتابخانه و به كارگيري مغز و افكار خود، در اينترنت به دنبال شكار پروژه خود ميگردند.
سوزان برتكيو كمك استاد دانشگاه تورنتو به دانشجويان سال آخر درس‏ ميدهد. او ميگويد بيماري مسري خريد پروژه هاي درسي مانند ويروس‏ در ميان دانشجويان شايع است و هر كسي به هر دليلي كه نتواند در موعد مقرر پروژه خود را تحويل دهد با نزديك شدن زمان اتمام مهلت در نهايت مايوسانه مجبور خواهد شد تا آن را به نحوي تهيه نمايد، ساده ترين راه رسيدن به مقصد و حل مشكل، خريد و يا كپي آن از اينترنت است و ما با آن كاملا آشنا هستيم.
وقتي استادي به نوشته دانشجويي با دودلي مينگرد و به صداقت او شك ميكند ميتواند از او بخواهد تا در امتحان شفاهي شركت كرده و به سئوالات او حضورا پاسخ دهد. اگر دانشجويي نتواند در امتحان حضوري رضايت استاد خود را به دست آورد نوبت شروع مشكلات فرا رسيده است.
سال گذشته فقط در دانشكده سنت جرج كه بخشي از دانشگاه تورنتو است 163 دانشجو به علت تقلب در انجام تكاليف درسي مورد مواخذه قرار گرفتند كه از ميان آنها 19 نفر اقرار كردند كه نوشتههاي خود را خريده و يا از اينترنت كپي كردهاند. مسئولان دانشگاه پس‏ از اعتراف دانشجويان به تقلب برابر مقررات جاري جهت تنبيه، ميتوانند آنان را تا يكسال از حضور در كلاس‏ درس‏ محروم كنند.
آنا كوربانكوف استاد دانشكده فني دانشگاه تورنتو ميگويد يكي از دانشجويان دختر كلاس‏ را در هنگامه خريد نسخ هاي از پروژه درسي كه از اينترنت دريافت شده بود ديدم. او متني مملو از لغات غير معمول و خارج از توانايي خود را به من تحويل داد، لحظاتي بعد با اندكي جستجو پروژه درسي او را در اينترنت يافتم، حالا مقامات دانشگاه مشغول بررسي و تحقيق در مورد تقلب او هستند.
دانشگاه بوستون شديد ترين عكس‏العمل را در مورد صاحبان ايستگاههاي تقلب نشان داده است. در سال 1997 اين دانشگاه مسئولان 5 سايت را به علت قرار دادن پروژههاي درسي امتحانات ترم در اينترنت تحت تعقيب قرار داد و عليه آنان به مقامات قضايي آمريكا شكايت كرد. پس‏ از مطرح شدن موضوع در دادگاه، قاضي، شكايت دانشگاه را بي اساس‏ تشخيص‏ داد و راي صادر نكرد. صاحبان ايستگاههاي تقلب اينترنت كه Term-Paper mills خوانده ميشوند ادعا دارند كه از اين راه به كسب و كار مشغول هستند و انتظار دارند كه مراجعه كنندگان از مطالب آنها به عنوان منبع و مرجع استفاده كنند. صاحب يكي از سايتهايي كه دانشگاه بوستون عليه او شكايت كرده مايكل ونپلاتو و سايت www.a1termpaper.com واقع در فيلادلفياست، او ميگويد روزانه چندين تلفن از ايالتهاي مختلف دريافت ميكند و همه آنها درخواست خريد تكاليف درسي را دارند. سايت ديگر schoolsucks.com است كه بزرگترين سايت رايگان پروژههاي درسي با 7000 متن است. صاحب ايستگاه، Sahr مرد 31 سالهاي است كه قبلا دانشجوي روزنامه نگاري بود. او ميگويد درآمد من از سايت از درآمد اغلب مديران مدارس‏ بيشتر است و سايت هر روز بيش‏ از 15000 نفر بازديد كننده )كه 20% آنان كانادايي هستند( دارد و آنان در هر ماه 8/1 ميليون پروژه را كپي ميكنند. تقريبا در هر موردي كه نياز به تهيه پروژه درسي باشد در اين سايت يافت ميشود.
نياز به تقلب و كمك از سوي دانشجويان جهت اتمام و انجام تكاليف درسي هميشه سوءاستفاده كنندگان را تشويق كرده است. قبل از حضور اينترنت، بخش‏ نيازمندي روزنامه ها و نشريات مملو از آگهيهاي گوناگون فروش‏ تكاليف درسي بود. در اين آگهي ها شركتها و افراد اظهار آمادگي ميكردند تا پروژههاي درسي دانش‏ آموزان و دانشجويان را تهيه نمايند. در سال 1989 دانشگاه يورك با حمايت 15 دانشگاه و مراكز آموزش‏ عالي از پليس‏ تورنتو خواست كه شركت Term paper را به دليل فروش‏ و تهيه پروژههاي دانشگاهي مورد بازجويي قرار دهد. در يورش‏ پليس‏ اسامي تعداد بيشماري از مشتريان شركت كه در مراكز آموزش‏ عالي سراسر كانادا مشغول تحصيل بودند به دست آمد و در اختيار مسئولان دانشگاهها قرار گرفت.
مشكل تقلب از اينترنت و كپي پروژههاي درسي از آن را چندي قبل كمپاني IntegriGuard مستقر در پنسيلوانيا حل كرده است. اين شركت از هر استاد دانشگاه و كالج ماهيانه 15 دلار حق عضويت دريافت ميكند و در مقابل به او اجازه ميدهد كه با مراجعه به سايت آنان پروژه هاي درسي مشكوك را با بانك اطلاعاتي پروژههاي ايستگاه مقايسه نمايد.

  
نویسنده : دكتر محمد عطاران ; ساعت ٦:٢٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ آذر ،۱۳۸٢

اینترنت پنجره ای رو به جهان برای فلسطینیان

به نقل از  نشريه   Malaysia Straits Times

     فلسطينيان که در سه سال گذشته بخصوص در محاصره قرار گرفته اند؛ راهی برای برونیافت از این بن بست یافته

اند و آن استفاده از اینترنت است. فلسطینیان بیش از همسایگان عرب همجوار خود از اینترنت استفاده می کنند. تجار فلسطینی مبادلات خود را از این طریق انجام می دهند. دانش آموزان درس های خود را از این راه پیگیری می کنند و اقوامی که اسراییلی ها مانع تماس آن ها با قرار دادن حائل شده اند؛ از اتاق های گفت و گو برای تماس استفاده می کنند. مالک سیاره  (Planet)    یکی از مهمترین سرویس دهنده های اینترنت در فلسطین می گوید : استفاده از اینترنت در فلسطین یک وسیله رفاهی و تجملی نیست بلکه کاملا دلایل واقعی دارد.

در بعداز ظهری می توانید دختران دانش آموز و  خندان فلسطینی را پیدا کنید که یادداشت های خود را در اتاق های گفت و گو مبادله می کنند. پسران فلسطينی در وب جست و جو می کنند و کودکان مشغول بازی های کامپیوتری هستند. دختران فلسطینی در اتاق های گفت و گو در اردوگاهی  در لبنان مشغولند. پسران جوان وب سایت خودرا بروز می کنند و کودکی فلسطینی مشغول بازی حادثه ای است.

معاون مرکز فرهنگی ابداع می گوید که این نسل ؛ نسلی تندرو است. کودکان به دنبال بازی هایی که تیراندای داشته باشد ؛ هستند. این امر حاکی ازاحساسی در درون آن هاست.

اینترنت همچنین دنیای بیرون را به فلسطین آورده است. او می گوید که سایت های بین المللی از جمله سایت نشریه لیبرال هاآرتز نشریه لیبرال اسراییلی در نزد فلسطینی ها از شهرت خاصی برخوردار است.

برنامه آموزشی دانشگاه  برزیت(Bir Zeit)   نمونه خوبی از اهمیت اینترنت در زندگی فلسطینیان است. این برنامه در واکنش به حمله اسراییلی ها در آوریل سال گذشته  و برای دانشجویانی که امکان رفتن به دانشگاه را نیافتند تدارک دیده شده است. مروان ترازی مسول بخش فناوری اطلاعات دانشگاه می گوید که محدودیت های سفر، کل ترم را در معرض انحلال قرار داده بود. اینترنت تنها راه برای برون رفت از این مشکل بود.

فلس   

  
نویسنده : دكتر محمد عطاران ; ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ آبان ،۱۳۸٢

شکاف ديجيتال

يکی ازمباحثی که مدافعان توسعه فناوری اطلاعات در آموزش و پرورش مطرح می کنند آن است که از این طریق می توان فرصت های برابر آموزشی برای طبقات مختلف جامعه بخصوص طبقات محروم فراهم آورد. تجربه کشورها نشان می دهد که همواره این اتفاق نمی افتد و اگر دولت سرمایه گذاری برای دسترسی طبقات محروم به منابع فناوری اطلاعات نکند شکافی که اصطلاحا به آن شکاف دیجیتال گفته می شود؛ روز بروز افزایش می یابد. مثلا دسترسی به اینترنت در مدارس آمریکا از چهار درصد در سال 1994 به نود و نه درصد در سال 2002 ارتقاء یافت؛ ولی گزارش آموزش و پرورش آمریکا حاکی از آن است که شکاف دیجیتال همچنان رو به گسترش است به نحوی که چهل و یک درصد از سیاهان و اسپانیایی زبان ها در خانه از یک کامپیوتر استفاده می کنند و این درصد در مورد سفید پوستان هفتاد و هفت  درصد است. گزارش دیگری مبین آن است که سی و یک درصد دانش آموزان  خانواده هایی که در آمد سالیانه شان کمتر از بیست هزار دلار است از کامپیوتر در منزل استفاده می کنند ؛ حال آن که هشتاد درصد دانش آموزانی که در آمدشان بیش از هفتاد و پنج هزار دلار در سال است از کامپیوتر بهره می برند.

در ایران آماری در این زمینه وجود ندارد و تحقیقی هم در این باره صورت نگرفته است ولی مشاهدات معمول نشان می دهد که فاصله زیادی بین مدارس ما از حیث برخورداری دانش آموزان آن ها از فرصت های بهره وری از فناوری اطلاعات وجود دارد.

 

  
نویسنده : دكتر محمد عطاران ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ آبان ،۱۳۸٢

مشکل تلفيق فناوری اطلاعات در برنامه درسی

در روزهای اخير با برخی از دست اندرکاران آموزش و پرورش برخورد کرده ام که ساده انگارانه تصور می کنند که با تجهيز بيشبر مدارس به سخت افراز های کامپيوتری می توانند تحولی در مدارس کشور که روز بروز از کار آمدی و کيفتشان کاسته می شود بوجود بياورند. مطالعه تجربه های کشور های ديگر شايد درس آموز باشد که بدون مطالعه و تنها با تاکيد بر سخت افزار ها ( که ورودشان تنها شرکت های تجاری را خوشحال خواهد کرد) راه به جايی نخواهيم برد. اخيرا مقاله ای در باره ترکيه می خواندم که از سال ۱۹۹۸ به کمک بانک چهانی به توسعه فناوری اطلاعات در نظام آموزشی اقدام کرده است. عنوان گزارش جالب بود: کامپيوتر ها آماده اند ولی معلمان چطور؟.  اين گزارش و گزارش های مشابه آن نشان می دهد که در اين زمينه با مطالعه و دقت بيشتری بايد عمل کرد. گزارش ديگری نيز در باره آمريکا خواندم که اجمال آن به قرار زير است.

بنا به دو گزارش که اخیرا آموزش و پرورش آمریکا منتشر کرده است. 99%  کلاس ها در مدارس دولتی آمریکا دسترسی به اینترنت دارند. در این دو گزارش همجنین آمده است که کودکان و نوجوانان پنج تا هفده سال از کامپیوتر استفاده می کنند و 59% آن ها با اینترنت سروکار دارند. گزارش می گوید که شکاف میان پسران و دختران  از حیث کاربرد کامپیوتر کاهش پیدا کرده است ولی این شکاف همچنان میان سفید پوستان و سیاهان و اسپانیایی زبان ها وجود دارد. علت اصلی این شکاف به میزان متفاوت دسترسی این سه گروه به کامپیوتر در منزل مستند شده است. گزارش مبین آن است که در حالی که 87% مدارس دولتی که دسترسی به اینترنت دارند

آموزش های حرفه ای برای تلفیق اینترنت با تدریس ارائه کرده اند، هنوزمعلمان در این مسئله مشکل دارند.

 

 

 

  
نویسنده : دكتر محمد عطاران ; ساعت ٧:٥٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ آبان ،۱۳۸٢

معرفی کتاب

کتاب پروژه های چند رسانه ای در کلاس درس (راهنمای طراحی و ارزشيابی) که چندی پيش ترجمه کرده بودمِ سرانجام منتشر شد. اين کتاب چگونگی استفاده از ابزار های فناوری اطلاعات را به گونه ای نشان می دهد که در آن دانش آموزان فعال هستند و می توانند در گروه های مشارکتی توليد دروس خود را  در قالب های چند رسانه ای بياموزند. اين کتاب از آن جهت جالب است که به معلمان می آموزد که چگونه با امکانات نه چندان فراوان می توان دانش آموزان را در بهره گيری از فناوری اطلاعات راهنمايی کرد. کتاب در هفتاد و پنج صفحه به زبان فارسی توسط دانشگاه رايانه ای ايران منتشر شده است. برای تهيه آن می توانيد با شماره تلفن های ۲۰۷۸۴۱۴ و ۲۰۹۲۹۳۷ دانشگاه رايانه ای ايران تماس بگيريد.

 

  
نویسنده : دكتر محمد عطاران ; ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ آبان ،۱۳۸٢

دغدغه های فناوری(۲)

يکی از دوستان خواننده وبلاگ به من ای ميل زده که چرا ديگر نمی نويسم. واقعيت اين است که به دليل اين که کامپيوترم صفحه مديريت يادداشت های سرور را نشان نمی داد و فرصت آمدن به سايت دانشگاه را پيدانکرده بودم امکان درج يادداشتم را که مدت ها آماده بود پيدا نکردم. البته لازم به ذکر است که امسال نزديک به يک سال است که می به کار نوشتن وبلاگ خود مشغولم و برای اين که تغييری ايجاد کرده باشم به آدرس جديدی در حال انتقال هستم که بزودی در همين وبلاگ می نويسم.

از آنجا كه كامپيوتر پتانسيل بيشتري براي تعامل داراست، براي آموزش پربار انتظارات بيشتري از آن مي رود. عناصر كليدي تعامل –پاسخگويي و مشاركت هستند. در شرايط رسانه هاي قديمي تر (مانند فيلم، راديو و تلويزيون) پيغام به مخاطبان انتقال داده مي شود، اما ديده شده است كه در همين شرايط نيز كودكان به پاسخ دهي مي پردازند.

رسانه هاي قديمي در مقايسه با كامپيوتر، در جنبه اسخگويي محدوديت دارند و پاسخ به آنها نمي تواند به عنوان تعاملي حقيقي در نظر گرفته شود.اين رسانه ها كودكان را بيشتر در حالت انفعالي قرار مي دهند و آنها را بيشتر وادار به شنيدن و ديدن مي كنند تا انجام كار، در حالي كه كامپيوتر به افراد تسلط بيشتري بر شرايط تبادل و تعامل مي دهد. مشاهدات نشان مي دهد كه تفاهم كودكان با كامپيوتر بيشتر از تفاهم آنان با تلويزيون است.

كودكان  بيشتر به سمت برنامه هايي جذب مي شوند كه توانايي مشاركت فعال را به آنها مي دهد و گاه مشاركت را الزامي مي كند. آنها هم چنين نوعي از آموزش مبتني بر كامپيوتر را ترجيح مي دهند كه حالت مشاركتي بيشتري داشته باشد. بررسي نرم افزارهاي آموزشي و "آموزشي-سرگرمي" نشان مي دهد كه اين نرم افزارها مي توانند بر يادگيري كودك تاثير داشته باشند و به او فرصت تسلط بر فناوري و خود راهبری (self-direct) را بدهند.

مطالعات نشان مي دهد كه استفاده از نرم افزار تعاملي با محتوا، فوايد آموزشي زيادي را در بر دارد. نرم افزارهاي تعاملي در مقايسه با نرم افزارهاي قديمي، موجب افزايش كاربران و بالا رفتن سطح مهارت آنها مي شوند. نرم افزارهاي كامپيوتري مخصوص كودكان، مي توانند توانايي هاي حل مسئله آنها را افزايش دهند.

دسترسي به محتواي نامناسب، يكي از نگراني هايي است كه با ورود هر رسانه، تجديد مي شود. اين نگراني با ورود رسانه جديد افزايش يافته است كه بيشتر به خاطر قدرت بالاي تعامل، به هنگام استفاده از بازيهاي كامپيوتري  قسمت هاي ارتباطي اينترنت است. گروه هاي مختلف و دولت ها نيز سعي دارند در كنار والدين، به ارتقاي سطح محتواي رسانه براي كودكان بپردازند.

در ابتداي دهه 90، بيشتر بحث ها در مورد آسيب هاي بالقوه بازي هاي كامپيوتري بود. اين مسئله منجر به ايجاد سيستم ارزيابي در سال 94 شد. در ميانه دهه 90، گفتگو ها به تدريج به سمت اينترنت و محيط هاي آن لاين كشيده شد. موضوع اصلي اين گفتگوها، خطر مواجه شدن كودكان در اينترنت با افراد منحرف و دستيابي آنها به سايت هايي با موضوعات جنسي، خشونت و ... بود. در بررسي 668 مقاله كه از 12 روزنامه بين اكتبر 1997 تا اكتبر 1998 انتخاب شده بود، مشخص شد با وجود اينكه نيمي از مقالات به جنبه هاي مثبت استفاده از اينترنت براي كودكان اشاره مي كرد، اما يك چهارم مقالات به جرايم جنسي كه از طريق اينترنت صورت گرفته بود، مي پرداخت. هم چنين دو سوم مقالات نيز به مشكلاتي مانند تصاوير مستهجن، انحراف هاي اخلاقي و تجاوز به حريم خصوصي اشاره مي كرد.

همانند نمونه هاي پيشين، چالش استفاده از اينترنت توسط كودكان به والدين و خود كودكان واگذار شده است. راه هايي مانند استفاده از فيلتر و معرفي سايت هاي مناسب، راه هاي مشخص است كه توسط والدين براي جلوگيري از آسيب هاي اينترنت استفاده مي شود. امروزه در برخی کشور ها گروه هاي غيردولتی و نيز دولت راهنماهاي چاپي و آنلايني را براي كمك به والدين در جهت استفاده مناسب و مولد از اينترنت منتشر كرده اند.

پژوهش هاي متعدد نشان مي دهد كه كودكان به ويژه خردسالان، در تشخيص تفاوت واقعيت از تخيلات و برنامه هاي عادي از تبليغات دچار مشكل هستند و پي به رابطه پيچيده بين برنامه سازي، تبليغات و ساختارهاي بنيادي اقتصادي -كه شالوده پخش برنامه را تشكيل مي دهد- نبرده اند. تلاش هايي كه براي افزايش سطح سواد رسانه اي (media literacy) كودكان مي شود به آگاهي كودكان از منافع تجاري كه پايه محتواي وب را تشكيل مي دهند، افزوده است.

همانند موارد مشابه در رسانه هاي پيشين، گروه هاي متعددي تلاش دارند تا از رشد منفعت طلبي در رسانه هاي مربوط به كودكان جلوگيري كنند. اين گروه ها سعي دارند همانند تلويزيون، تبليغات مربوط به كودكان در اينترنت را قاعده مند نمايند. برخي گروه ها نيز خط مشي هايي در زمينه تبليغات كودكان ارائه كرده اند.

تلاش هايي نيز براي بالا بردن سطح محتواي رسانه براي كودكان انجام مي گيرد. اين تلاش ها سعي در ايجاد روابط جديد بين بخش صنعت، پژوهشگران و گروه هاي پشتيبان دارد. براي مثال در جولاي سال 2000  در آمريکا ميزگردي ميان مديران رسانه اي،  گروه های حام كودكان،دانشگاهيان و مقامات اداري دولت فدرال برگزار شد كه هدف آن ايجاد پشتيباني جهت توليد محتواي مناسب آموزشي و قابل دسترس در اينترنت براي كودكان بود. 

مي توان از تاريخ پژوهش ها در مورد رسانه نكات زيادي در مورد تاثير كامپيوتر بر كودكان فرا گرفت، اما تعامل كه شاخص استفاده كودكان از رسانه جديد است، از طرفي احتمال آموزش پربار و از سوي ديگر احتمال آسيب رسيدن را افزايش مي دهد. ازين رو نياز به كنترل و افزايش كيفيت محتوا در اين رسانه بيشتر احساس مي شود.

تجربه هاي عملي كودكان در كار با رسانه، در رسانه هاي پيشين اغلب در سطحي پايين تر از آنچه وعده داده مي شد بوده است. دغدغه هاي مربوط به كيفيت محتوا نيز كماكان وجود دارد. براي اينكه مطمئن شويم اين رسانه جديد مي تواند به نيازهاي كودكان پاسخ گويد، نياز به تحقيقاتي بيشتر، به خصوص در محيط هاي خارج از مدرسه است.

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : دكتر محمد عطاران ; ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ آبان ،۱۳۸٢

دغدغه های فناوری(۱)

فناوري كامپيوتري عصر جديدي را براي رسانه هاي عمومي به وجود آورده است كه همراه آن انتظارات و نگراني هايي در مورد تاثير آن بر رشد و سلامت كودكان نيز پديد آمده است. به همراه هر موج جديد فناوري رسانه اي چنين انتظارات و نگراني هايي ايجاد شده است. ظهور پديده فيلم در اوايل قرن 20، راديو در دهه 1920 و تلويزيون در دهه 1940.

سطح تعامل بالاي كامپيوتر و جنبه هاي ارتباطي آن انتظارات و توقعات در مورد آموزش پربار و نگراني در مورد احتمال بالاي آسيب رساني را افزايش داده است كه لزوم ايجاد روابط جديد بين صنعت، آموزش و گروه هاي پشتيبان را افزايش مي دهد.

با ورود هر موج جديد رسانه اي مناظره در مورد تاثيرات آن،  بخصوص بر روي افراد خردسال افزايش يافته است. از هر رسانه جديد در مورد مزاياي اجتماعي و آموزشي، انتظاراتي وجود دارد و به همراه آن نگراني هايي در مورد دستيابي كودكان به اطلاعات نامناسب و آسيب رسان بوجود ميايد.

قسمت نخست اين نوشته به تشريح مناظرات حول ورود رسانه هاي ابتدايي مي پردازد و انتظارات، موانع و گرايش هاي مشابه در پژوهش هاي هر دوره را ذكر مي كند.

موافقان اعتقاد دارند كه هر فناوري جديد دنياهاي جديدي را به كودكان معرفي مي كند، در حالي كه مخالفان بر اين باورند كه رسانه جديد ممكن است در آموزش اصول اخلاقي به كودكان جايگزين دنياي واقعي شود، پايه اعتقادات اخلاقي آنان را سست كند و منجر به روي آوردن آنها به رفتارهاي غير قانوني بزهكارانه يا جنسي شود.

مطالعات اوليه به بررسي اين موارد پرداخته بود: گروه هاي جمعيتي (demographic) كه سريعترين دسترسي را به فناوري دارند، ميزان زماني كه اين گروه ها صرف استفاده از فناوري جديد مي كنند و منابع آنها در شيوه هاي مختلف استفاده.

مطالعات بعدی به بررسي محوه تاثير محتواي رسانه بر كودكان پرداخته است.

كودكان و فيلم

  • هنگامي كه فيلم براي اولين بار جامعه آمريكا شد، موافقان آن را به عنوان نوعي سرگرمي و علاوه بر آن "روشي براي آموزش" و يك نيروي اجتماعي جديد معرفي كردند. در همين حال مخالفان فيلم ها را غير اخلاقي مي دانستند زيرا كودكان را با صحنه هاي مربوط به خشونت و عياشي آشنا مي كرد.

در يكي از پژوهش هاي اين دوره، يكي از پژوهشگران دريافت كه تقريبا تمامي كودكاني كه به تماشاي فيلم علاقه مند بودند با صحنه هايي فراتر از سن خود مواجه مي شدند. نگراني در مورد محتواي فيلم ها منجر به تقاضا براي سانسور فيلم ها و ايجاد محدوديت در پخش آنها شد. به همين دليل صنعت فيلم سازي وعده توليد فيلم هاي بهتر را داد و تعهد داد كه به والدين در مورد مراجعه فرزندانشان به سينماها هشدار بدهد.

در خلال سال هاي 1930 جامعه پژوهشي توجه خود را معطوف به تحقيق در مورد تاثير فيلم ها بر كودكان كرد. مطالعات بنياد پين (‍Payne Fund) در سال 1933 منجر به ارائه كتابي مفصل در مورد تاثيرات فيلم در زمينه هاي گوناگون شد. اين نتايج بيانگر اين بود كه تاثير فيلم بر كودكان بستگي به سن، جنسيت و تمايلات او دارد.

كودكان و راديو

با شروع كار راديو در دهه 1920، موافقان وعده دادند كه راديو باعث ورود اطلاعات و سرگرمي به خانواده، پايان انزوا و متحد ملت مي شود. اما مخالفان نگران آن بودند كه راديو مي تواند باعث كاهش سطح فعاليت هايي مانند مطالعه و رفتن به كليسا شود. آنها هم چنين نگران تبليغات و كيفيت پايين برنامه هاي بودند.

راديو بر خلاف سينما از ابتدا توسط دولت كنترل مي شد. در خلال دهه  1930 و 1940 راديو به خاطر نحوه برخوردش با جنايت و خشونت مورد انتقاد شديد قرار گرفت. شكايت از محتويات برنامه هاي راديو منجر به نامه نگاري والدين به توليد كنندگان برنامه هاي راديويي شد.

اولين پژوهش ها در مورد راديو به بررسي علايق و منابع كودكان مي پرداخت. پژوهشي اوليه به تاثير سن كودكان در ميزان علاقه آنها به برنامه هاي راديويي اشاره كرد. پژوهش هاي بعدي به بررسي گستره تاثيرات راديو، مانند واكنش هاي احساسي كودكان، توانايي تمييز واقعيت از تخيل و عملكرد در مدرسه پرداختند. اين پژوهش ها نشان داد كه عواملي مانند سطح رشد كودك و شرايط خانوادگي مي توانند ميزان تاثير را مشخص كنند.

كودكان و تلويزيون

ظهور تلويزيون به عنوان رسانه اي عمومي، در سال 1948 بود. اظهار نظر درباره تاثيرات مختلف تلويزيون به زودي تبديل به بحثي عموم شد. موافقان تلويزيون آنرا به عنوان "بزرگترين كلاس درسي كه جهان تاكنون به خود ديده است"، معرفي مي كردند و به توانايي آن در ارائه تصوير در كنار صدا اشاره مي نمودند.

مخالفان تلويزيون عقيده داشتند كه مي تواند به فعاليت راديو و مكالمات روزمزه لطمه بزند و منجر به ابتذال فرهنگ آمريكايي شود. اين نگراني ها مشابه نگراني در مورد فناوري هاي پيشين بود.

مناظرات كنوني پيرامون درباره فناوري كامپيوتر و رسانه هاي جديد، يادآور انتظارات و نگراني هاي گذشته است. در تحقيقي كه اخيرا از 1000 نفر از والدين آمريكايي-كه حداقل يك فرزند 8 تا 17 سال دارند و  داراي حداقل يك كامپيوتر شخصي هستند- به عمل آمده است، 70% از آنها اينترنت را مكاني معرفي كردند كه كودك مي تواند در آن "مطالب مفيد و جذابي" را پيدا كند. در عين حال 75% از آنها از امكان افشاي اطلاعات شخصي و دسترسي به تصاوير مستهجن بوسيله كودكان خود ابراز نگراني كردند.

تحقيقات اوليه همانند نمونه هاي پيشين، توجه خود را معطوف به زمان صرف شده از سوي كودكان براي كار با كامپيوتر، منابع مورد استفاده وتاثير كامپيوتر بر فعاليت ها و زنگ تفريح آنان مي كند. به همين منوال تحقيقات به تدريج به سمت ارزيابي محتوا پيش مي رود. طبيعت تعاملي رسانه جديد پتانسيل لازم براي جامعه پذيري و آموزش كودكان را به همراه دارد، اما در كنار آن احتمال دستيابي به محتواي نامناسب را افزايش مي دهد.

انتظار از رسانه جديد به عنوان عاملي براي جامعه پذيري و آموزش

{...}

پژوهش در مورد تاثيرات رسانه بر كودكان بايد با توجه به تغييرات محسوس فيزيكي،رواني، اجتماعي و ... آنها صورت بگيرد. كودكان تا سن 12 سالگي مهارت هاي اصلي زندگي مانند راه رفتن، سخن گفتن، مراقبت از خود و ... را فرا گرفته اند. پژوهش ها نشان مي دهد كه رسانه در كنار عواملي مانند خانواده، دوستان و مدرسه، مي تواند نقش مهمي در جامعه پذيري و آموزش كودك داشته باشد؛ اما اين فرايند از طريق همگرايي سطح رشد كودك و منابع، محتواي رسانه و شرايط محيط صورت مي گيرد.

استفاده از رسانه و رشد اجتماعي

رشد اجنماعي فرايندي است كه در آن كودكان مهارت هاي انجام مسئوليت را به دست مياورند، از انگيزه و نتايج رفتارها آگاه مي شوند و به روابط انساني در اجتماع پي مي برند.

پژوهش ها نشان مي دهد كه تاثير رسانه بر رشد اجتماعي به عواملي مانند تعامل با خانواده، همسالان، مدرسه و شبكه هاي ارتباطي بستگي دارد. براي مثال هنگامي كه رابطه كودك با خانواده اش رضايت بخش نباشد، به تلويزيون پناه مي برد و درباره آنچه مي بيند به تخيل مي پردازد.

به گونه اي مشابه، پژوهش هاي كنوني نشان مي دهد كه استفاده از كامپيوتر مي تواند به درك كودك از خود و جامعه پذيري وي كمك نمايد. براي مثال استفاده از شبكه كامپيوتري در مدارس منجر به تسهيل تعاملات گروهي، همكاري و شكل گيري دوستي ها شده است. در مكان هايي مانند كلوب هاي كامپيوتري نيز كودكان به مبادله افكار و ايجادروايط مي پردازند كه باعث ايجاد موقعيت اجنماعي براي آنان و به دست آمدن عزت نفس مي شود.

كاربرد كامپيوتر در خانه نيز موقعيت هاي مخصوص خود را دارد. قرار دادن كامپيوتر در اتاق شخصي به جاي گذاشتن آن در يك مكان عمومي منجر به انزواي اجتماعي مي شود. هم چنين استفاده از اينترنت در خانه منجر به بالا رفتن سطح تنهايي و افسردگي مي شود، هر چند تحقيقات در اين زمينه مبهم است. مشخصا ايميل و اتاق هاي چت نحوه ارتباط افراد با يكديگر را تغيير داده است همانطور كه بازيهاي كامپيوتري امروزه تبديل به روش براي تعامل و گفتگو شده است.

  
نویسنده : دكتر محمد عطاران ; ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ شهریور ،۱۳۸٢

← صفحه بعد