دانشگاه مجازی:تحول از آموزش به يادگيری

روز يک شنبه چهارم خرداد ماه در اولین همآیش آموزش الکترونیکی کشور تحت عنوان بالا سخنرانی خواهم داشت.

آدرس: بزرگراه همت جنب برج ميلاد دانشگاه علوم پزشکی ايران تالار همايشهای رازی سالن الف
زمان: ده صبح

  
نویسنده : دكتر محمد عطاران ; ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ،۱۳۸٢

گفت و گو

چهار شنبه به همراه یکی از مدرسین دانشگاه صنعتی شریف و دو تن از دانشجویانم که از دبیران باسابقه تهران هستند به دعوت گروه فیزیک منظقه چهارده آموزش و پرورش به ملاقات دبیران فیزیک این منطقه رفتیم.من اعتقادم بر این است که فرهنگ استفاده از فناوری اطلاعات بخشنامه ای صادر نمی شود بلکه معلمان باید احساس نیاز بکنند تا از این ابزارها استفاده بکنند. لذا معمولا از گفت و گو با دبیران ( و نه سخنرانی برایشان)بیشتر استقبال می کنم. اعتقادم هم بر این بوده است که این گفت و گو ها باعث می شود که ما از آسمان تئوری و نظر به واقعیت ها نزدیک تر شویم و معلمان نیز در روزمرگی واقعیت های رایج نمانند و افق دیگر را هم لمس کنند. من در ابتدای جلسه مقداری در مورد پیش فرض های استفاده از فناوری اطلاعات در کلاس و برخی نمونه های عملی که کار کرده بودم صحبت کردم که عمدتا در باره تغییر روند تدریس از آموزش به یادگیری / تغییر نقش معلم از ناقل اطلاعات به تسهیل کننده فرآیند کسب اطلاعات/ استفاده از استراتژی یادگیری مشارکتی در تدریس/ تغییر شیوه ارزشیابی و ... صحبت کردم. سپس معلمان مشکلات استفاده از برخی از این شیوه ها در کلاس درس با توچه به نظام موجود تدریس را بیان کردند از جمله کمبود زمان کافی برای تدریس با این شیوه/مشکل ارزشیابی که به آن ها شیوه های خاصی را تحمیل می کند/عدم توجیه مدیران در استفاده از شیوه های جدید تدریس. به هر روی گفت و گوی خوبی بود و مفاهمه ای بر سر پاره ای مسائل صورت پذیرفت. سپس خانم مهندس شفیعی نمونه هایی از بهره گیری از ابزار های فناوری اطلاعات را عملا نشان دادند. موقعی که ایشان مباحث فیزیک را در بحث چگالی/مدارها/انرژی و .. توضیح می دادند من به شعف آمده بودم و فکر می کردم که اگر دانش آموزان ما از این امکانات بهره مند شوند فیزیک برای آن ها لذت بخش خواهد شد و رنج حفظ کردن و امتحان دادن از دوش آن ها بر داشته خواهد شد و جای آن را شوق یادگیری خواهد گرفت. پس از پایان جلسه احساس خیلی خوبی داشتم چون فکر می کردم گفت و گوی خوبی بوده است بی آنکه ما در صدد تحمیل ایده های خود باشیم توانسته بودیم راهی برای فهم مشترک یکدیگر پیدا کنیم. به نظر من آموزش و پرورش کشور نیز اگر می خواهد در بحث توسعه فناوری اطلاعات موفق شود بهتر است به جای سخنرانی های متعدد و دستور از مرکزیت بهتر است زمینه های بحث و گفت و گو با معلمان رافراهم کند و دیدگاه های آن هارا به عنوان اصلی ترین عنصر تعلیم و تربیت اخذ کند چون تنها اگر آن ها احساس نیاز کنند می توان به استراتژی توسعه فناوری اطلاعات در مدارس امید داشت.



  
نویسنده : دكتر محمد عطاران ; ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸٢

گزارش نخست از يک پروژه

امروز صبح به مدرسه ای در خزانه بخارایی واقع در جنوب تهران رفتم. ساعت هشت با یکی از دانشچویانم قرار داشتیم تا کار پروژه او و پیشرفت آن را ببینم. پروژه او آموزش علوم به کمک چند رسانه ای است. دانشجوی بسیار علاقمندی است. آنقدر علاقمند که برای انجام پروژه اش کامپیوتر خود را به مدرسه برده بود تابچه ها به کمک آن کار گروهی خود را انجام دهند. در این کار بچه های یک کلاس به چهار گروه تقسیم شده بودند و هر کدام دارای یک سرگروه بودند که بچه ها به او مدیر کل می گفتند. کار های بچه ها را دیدم و بعد با آن ها صحبت کردم. وقتی از آن ها پرسیدم که فکر می کنید که فرق این روش یادگیری با روش هایر کلاس و ازروی کتاب خواندن چیست حرف هایی زدند که وجه مشترک همه آن ها این بود :
• ما با این روش خودمان مطالب را می سازیم و بهتر یاد می گیریم
• هر فکری که داشته باشیم می توانیم پیاده کنیم.
• چون تصویرها متحرک است بهتر یاد می گیریم .
این دقیقا همان چیزی بود که ما در ذهن خودمان تعقیب می کردیم. نخست آن که بر اساس نظر ویگوتسکی روان شناس مشهور تولید دانش یک امر اجتماعی است و در فرآیند همکاری متقابل و تعامل و گفت و گو پیش می آید و فرد در جریان کسب معرفت بر اساس نظریه برساخت گرایی باید فعال باشد و در ایجاد آن نقش داشته باشد. دیگراینکه استفاده از چند رسانه ای و بکارگیری ابزار های متفاوت در انتقال پیام موجب یادگیری بهتر می شود.
گزارش این پروژه را امیدوارم که در پایان شهریور ارائه کنم. انتخاب مدرسه در جنوبی ترین مکان شهر برای این بود که بگوییم می توان باامکانات کم هم کار کرد. شور و شوق بچه ها برای یادگیری نشان می داد که چندان ناموفق نبوده ایم.



  
نویسنده : دكتر محمد عطاران ; ساعت ٦:٤۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٢

مباحثه و توسعه آن در فضاهای مجازی

پيش از اين در بحث از اجتماع مجازی در باب اهميت شکل گيری اجتماعات مجازی در توسعه فرآيند آموزشی سخن گفتم و اينکه چگونه می توان با ايجاد اجتماعات مجازی زمينه بحث و گفت و گو در حوزه خاصی را که برای اعضای اين اجتماع اهميت دارد فراهم کرد. اهميت اين موضوع را بخصوص با توجه به برخی از تئوری های يادگيری مانند تئوری ويگوتسکی می توان دريافت که اصولا معتقد است يادگيری در جريان گفتمان اجتماعی حاصل می شود. آقای فاضلی مردم شناس (فعلا ساکن لندن) در اهميت مباحثه با زاويه ديد خود مطلب جالبی به شرح زير آورده است:
ارزش مباحثه محدود به نقش آن در تحصيل هدف های دموکراتيک و رشد استعدادهای دموکراتيک نيست. بلکه مباحثه يکی از لذت بخش ترين و مهيج ترين تجربه های ماست. نوعی لذت در مباحثه وجود دارد که در اکثر فعاليت های روزانه ما وجود ندارد. در مباحثه ايده های نويي را کشف می کنيم که انتظار آنها را نداشته ايم.
همچنين مباحثه در بردارنده ارزش اخلاقی است که مکمل ارزش های آموزشی و رشد آگاهی و هوشياری سازی آن است. ريچارد رورتی يکی فيلسوفان برجسته زمان ما ارزش اخلاقی مباحثه را اينگونه بيان می کند:«گردآوردن مردم برای گفتگو و وادار کردن آنها به اينکه قوه تخيل شان را برای خلق معانی تازه و ترغيب و هدايت افراد به اينکه قلمرو تعامل شان را بسط دهند، يک تلاش اخلاقی است» (1989: 192).

با توجه به آنچه گفته شد، پانزده امتياز برای بکارگيری مباحثه در آموزش دانشگاهی می توان ذکر کرد:
1) مباحثه به دانشجويان کمک می کند تا تنوع ديدگاه ها کشف و با ديدگاه مختلف درباره يک موضوع آشنا شوند.
2) مباحثه دانشجويان را از پيچيدگی و چندگانگی و ابهام در موضوعات مختلف آگاه می سازد و ظرفيت آنها برای تحمل اين چندگونگی و چندگانگی و ابهام ها افزايش می دهد.
3) مباحثه دانشجويان را ترغيب و تشويق می کند تا به بررسی و بازبينی مفروضات خود که بديهی يا مطلقآ درست می پنداشتند بپردازند.
4) مباحثه توانايي دانشجويان برای «گوش دادن» همدلانه، احترام آميز و دقيق بالا می برد.
5) مباحثه باعث رشد و گسترش ديدگاه های جديد و تفاوت ها می شود.
6) مباحثه تيزهوشی، ذکاوت و زرنگی فکری دانشجويان را افزايش می دهد.
7) مباحثه دانشجويان را با موضوع بحث عجين کرده و پيوند ماندگارتر و دائمی تری بين دانشجو و موضوع ايجاد می کند.
8) مباحثه زمينه ای برای احترام و ارج نهادن به نظرات و تجارب دانشجويان فراهم می کند.
9) مباحثه به دانشجويان کمک می کند تا با فرايندها، سنن و آيين ها و عادات گفتگو دموکراتيک آشنا شوند.
10) مباحثه به دانشجويان کمک می کند تا بياموزند چگونه عملآ ميان ايده ها و نظرات مختلف ارتباط برقرار کنند.
11) مباحثه بر نقش دانشجويان به منزله همکار در توليد و خلق دانش تاييد و به آنها نشان می دهد.
12) مباحثه عادات لازم برای يادگيری مشارکتی و همکارانه را ايجاد و تقويت می کند.
13) مباحثه سعه صدر دانشجويان گسترش می دهد و در عين حال آنان را قاطع تر می کند.
14) مباحثه باعث رشد مهارت های دانشجويان برای تحليل و ترکيب و نتيجه گيری از مباحث می شود.
15) مباحثه مرحلهی گذار و انتقال دانشجو از تجربه يک محيط دموکراتيک کوچک (کلاس) بسوی تشکيل جامعه دموکراتيک است.

مباحثه، گفتگو، و گپ
ماتيو ليپمن Matthew Lipman در کتاب «تفکر در آموزش» ( 235:1991) گپ زدن conversation، گفتگو dialogue، و مباحثه discussion را از يکديگر متمايز می کند. به اعتقاد ليپمن هدف گپ زدن ايجاد نوعی تعادل equilibrium است. در گپ زدن، يک طرف درد دل می کند و طرف مصاحب او گوش می دهد. متقابلآ مصاحب حرف و حديث خودش را می گويد و ديگری گوش می کند.

گپ زدن، تبادل افکار و احساسات در فضايي کاملآ صميمی و نشاط بخش است. اما بر خلاف گپ زدن، گفتگو و مذاکره درصدد تثبيت نوعی عدم تعادلdisequilibrium است. در ديالوگ و مذاکره هر بحث و استدلالیargument فورآ با نقد و ضدcounterargument آن مواجه می شود، نقدی که تلاش می کند بحث اوليه را نقض و درستی خود را اثبات کند. در ديالوگ طرفين خود را متعهد می دانند که از طريق مذاکره مسئله ای را حل کنند.

برخلاف گپ زدن و مذاکره کردن، هدف مباحثه و گفتگو (discussion) تلاش برای افزايش فهم گفتگوکنندگان و تبيين پرسش های تازه است، نه درد دل، معامله، مجادله و هر چيز ديگر. آنچه در کلاس درس دانشگاه می تواند موثر و مفيد باشد، مباحثه است، نه گپ و نه مذاکره.

تجربه من از دوران دانشجويي و همچنين تدريس در دانشگاه های ايران نشان می دهد که ما در دانشگاه ها مذاکره کردن (چانه زنی درباره حجم مطالب درسی، نمرات، وقت کلاس ها، و ... بين استاد و دانشجو) و گپ زدن (گپ زدن های معمول کلاس های درس که گاهی تعمدآ برای وقت کٌشی انجام می شود و....) را دائمآ تجربه می کنيم، اما بندرت از مباحثه به منزله روش آموزش استفاده می کنيم.

توجه داشته باشيم مباحثه به منزله روش با پرسش و پاسخ دانشجويان و استادان متفاوت است. به طور طبيعی اشکال گوناگونی از «صحبت گروهی» در هر اجتماعی از جمله کلاس درس دانشگاهی رايج و معمول است. اما مباحثه به از ديگر اشکال صحبت گروهیgroup talk متفاوت است زيرا همان طور که گفتيم «مباحثه در جستجوی افزايش دانش، فهم و رای و نظر شرکت کنندگان در بحث است» (17 :1988Bridge ).

استفن بروکفيلد و استفن پرسکيل نيز در کتاب «مباحثه به منزله روشی برای استادان دانشگاه» (1999) مباحثه را اينگونه تعريف می کند:

مباحثه کوششی جدی و لذت بخش و بی بديل به وسيله يک گروه برای تبادل ايده ها و ديدگاه ها و به نقد گذاردن آنها در يک ارتباط متقابل و دو سويه است. به اعتقاد استفن بروکفيلد مباحثه چهار هدف را دنبال می کند:
1) رسيدن به فهمی انتقادی و روشن از موضوع مورد بحث.
2) ارتقاء خود آگاهی افراد شرکت کننده در مباحثه و بسط ظرفيت خود-انتقادیself-critique آنها.
3) افزايش حس احترام و ارزش گذاری به هنگام مواجه با آراء و نظرات ديگران.
4) ايفای نقش کاتاليست برای کمک به ديگران که به روش آگاهانه تر و روشن تری در جهان رفتار کنند
5) مباحثه روش خوبی برای با هم بودن و با هم زيستن است

شرايط مباحثه
همان طور که گفتيم بين دموکراسی و آموزش نسبت مستقيم برقرار است. هر چه جامعه ای دموکرات تر و آزادتر باشد امکان بکار بستن روش مباحثه نيز آسان تر است. اما اين سخن به معنای ناکارآمدی يا غير ممکن بودن بکارگيری روش مباحثه در جوامع کمتر دموکراتيک و دارای ساختار اجتماعی و سياسی اقتدار گرايانه و سرکوبگرانه نيست. زيرا اولآ يکی از اهداف آموزش شکستن ساختارهای غير دموکراتيک و کمک به فرايند دموکراتيزاسيون است. و روش مباحثه از مهمترين ابزراهای آموزشی برای اين هدف است.

ثانيآ تقاضا برای مشارکت و دموکراسی در تمام جوامع روبه افزايش است و بخصوص دانشجويان بيش از گروه های ديگر آمادگی برای پذيرش و استقبال از روش های دموکراتيک دارند. آنچه اهميت دارد آموزش اهميت و شرايط مباحثه به مثابه روش به دانشجويان و استادان است.

بروکفيلد و پرسکيل (1999) معتقدند بهتر است استادان دقايقی از نخستين جلسه درس خود را به بحث درباره بکاربستن روش مباحثه، اهميت، فوايد و شرايط آن اختصاص دهند. لازم است دانشجويان آگاهانه و با تفاهم جمعی کلاس روش مباحثه را تجربه کنند. به اعتقاد بروکفيلد و پرسکيل برای آنکه بتوان مباحثه ی انتقادی سازنده ای داشت، شرکت کنندگان در بحث بايد دارای خصوصيات و خلقيات زير باشند:

1) صميميت و گرمخويي(Hospitality) : خوش مشربی و گرمخويي استاد باعث می شود که دانشجويان احساس کنندگان برای شرکت به بحث و نقد کردن دعوت شده اند. از اينرو در کلاس بايد فضای صميميتی حاکم شود که همه احساس کنند نظرات شان محترم و ارزشمند است. شرط صميميت نيز اين احساس است که ديگران، بخصوص استاد، آماده اند در صورت متقاعد کننده بودن، سخنان يکديگر را بپذيرند.

2) مشارکت (Participation): کلاس و بحثی دموکراتيک تر است که اکثريت اعضای آن در بحث آزادانه و انتقادی شرکت کنند. برای اين منظور هرکس بايد بتواند راهی برای فهم موضوع بحث پيدا کند. گاهی توضيحات استاد، و گاهی بکارگيری تصوير و فيلم و شواهد تجربی موجب اين امر می شود. دانشجو بايد اهميت حضور و مشارکت در بحث را احساس کند. اين امر وظيفه استاد است که نشان دهد چگونه و چرا گفته های يک دانشجو اهميت دارد. گاهی لازم است استاد با دانشجويانی که در بحث کلاس کمتر شرکت می کنند به نحو خصوصی گفتگو کند و راه های شرکت آنها در کلاس را از آنها بپرسد. بهرحال، استادان نبايد آنقدر حرف بزنند که وقت برای مشارکت دانشجويان نماند.

3) توجه عميق (Close Attention ): رابرت بلا در کتاب «جامعه خوب» (1991: 254) می نويسد: «دموکراسی يعنی توجه کردن» اما توجه کردن کار ساده و کوچکی نيست. همان طور که بلا می گويد«اين امر مستلزم بکار گيری تمام قوای فکری، احساسی و اخلاقی ماست.» گادامر (1989) ديالوگ را مستلزم اين می داند که هر دو طرف گفتگو در گفته های يکديگر چنان ريز و دقيق شوند که کاملآ جذب و مستغرق شنيدن هم گردند. شرط توجه دقيق نيز آنست که دانشجو احساس کند در کلاس هميشه وقت کافی برای ابراز نظراتش وجود دارد و تنها استاد يگانه فرد محق برای ابراز ديدگاه هايش در کلاس نيست.

4) تواضع و افتادگی(Humility): يکی از شروط مباحثه دموکراتيک در کلاس درس اينست که افراد در جايي که نمی دانند و از امری آگاهی ندارند، آشکارا به عدم وقوف و آگاهی خود ازعان کنند. همچنين افراد، بخصوص استاد، بايد تصديق کنند که دانش ما محدود است و ممکن است در ديدگاه و نظراتمان اشتباه کنيم. از اين طريق ميدان را برای طرح ديدگاه های ديگر فراهم می سازيم و در عين حال زمينه مطلق انديشی را کاهش می دهيم و امکان تساهل و تسامح در بحث رشد می يابد. استادان بايد دائمآ به دانشجويان محدوديت دانش و آگاهی خود را گوشزد کنند تا دانشجويان نيز جسارت طرح نظرات شان که احساس می کنند ممکن است نادرست يا ناقص است را بيشتر پيدا کنند.

5) هم انديشی متقابل و دو جانبه (Mutuality): بايد نشان دهيم به همان اندازه که در فکر ارتقاء و رشد خود هستيم به فکر ديگران نيز هستيم. برای اين امر بايد در کلاس فضايي فراهم شود که همه دانشجويان احساس کنند از کلاس و بحث بهره مند می شوند. دانشجويان وقتی ريسک کرده و انتقادی بحث می کنند که بتوانند از مباحث سود ببرند. اين امر می طلبد که همه دانشجويان گونه ای بحث کنند که علايق و خواست های همکلاسی های شان را در بحث در نظر بگيرند. گوش دادن متقابل نيز بخشی از تلاش برای هم انديشی در کلاس است. استادان نيز برای ايجاد حس هم انديشی بايد مرزهای سنتی استاد-دانشجو را کم رنگ کرده و حس برابری و هم صحبتی بين خود و دانشجويان ايجاد کنند.

6) ژرف انديشی(Deliberation): ژرف انديشی در مباحثه مستلزم پرداختن به موضوع بحث به نحو همه جانبه، مستند، و منطقی است. کلاسی دموکراتيک است که محل بحث و مناظره ميان ديدگاه های مختلف باشد. اين امر مستلزم حاکميت فضای احترام و حس برابری از يک سو، و دانش و بينش ژرف شرکت کنندگان از سوی ديگر است. تعريف يورگن هابرماس از «موقعيت گفتگوی ايده آل» Ideal speech situation (1984) بيان روشنی از موقعيت مباحثه ژرف دموکراتيک است. هابرماس می گويد «موقعيت گفتگوی ايده آل» موقعيتی است که در آن همه شرکت کنندگان در گفتگو از امکان برابر برای طرح بحث و استدلال خود را داشته باشند، تمام اشکال ممکن استدلال ارائه شود، و به همه فرصت کافی و برابر برای طرح نظرات، انتقادات و پرسش های شان داه شود، به نحوی که در پايان احساس شود در پرتو بهترين استدلال ها، موضوع بحث بررسی و حل شده است.

7) تصديق کردن و ارزش گذاردن(Appreciation) : بحث دموکراتيک و مدنی که مبتنی بر احترام و ارزش نهادن به عقايد و آرائ مختلف است، نيازمند ابراز آشکار و علنی ستايش و تحسين بحث کنندگان از نظريه ها و نقطه نظرات خلاق، نوآورانه، و مورد پذيرش است. از اينرو هم استاد و هم دانشجويان لازم است در موقعيت هايي به تصديق و تاييد و حتی ستايش هم بپردازند. اين امر افراد را بهم نزديک تر می کند و سطح اعتماد آنها را بالاتر می برد. در عين حال تاييد گروه و کلاس پاداشی است که به فرد بخاطر کمک به پيشبرد بهتر بحث و اهداف کلاس می کند، و نوعی انگيزه برای ادامه بحث و مشارکت بيشتر دانشجويان فراهم می سازد. برای مثال، استادان بايد اجازه دهند دانشجويان با کف زدن به تشويق همکلاسی های خود هنگام ارائه نظری جالب، قابل قبول، انتقادی، و نوآورانه بدهد.

8) استقلال (Autonomy): هر فرد در جامعه دموکراتيک مطابق فرديت و شايستگی هايش دارای ديدگاه ها و نظراتی است که ممکن است با نظرات ديگران متفاوت و حتی مخالف باشد. کلاس درسی دموکراتيک است که جسارت و شهامت لازم به دانشجويان برای ابراز اينگونه عقايد کاملآ فردی را بدهد و استقلال و فرديت دانشجو را برسميت بشناسد. دانشجو نيز متقابلآ در مقابل اين امتياز بايد آمادگی بازبينی و ارزيابی مجدد نظرات فردی اش در پرتو بحث های کلاس را داشته باشد. بهرحال، ما می دانيم که شرط تحقق بحث دموکراتيک حضور افرادی است که با جديت، احساس، اعتقاد و باور شخصی عميق نظرات شان را مطرح و از آن دفاع می کنند.




  
نویسنده : دكتر محمد عطاران ; ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ اردیبهشت ،۱۳۸٢

کاربرد وبلاگ در آمورش

در سال 1997 Jorn Barger عبارت وبلاگ را ابداع كرد . اين عبارت براي توصيف سايتي بكار مي رود كه شامل لينك ها نظرها و عقايد شخصي و مقالاتي از ديدگاه نگارنده وبلاگ است ، بهر حال، هدف وب اين بود كه هر شخصي بتواند بنويسد، هزاران صدا شنيده شوند ارتباط برقرار كرده و مكالمه كنند. اما تنها كساني كه با زبان برنامه نويسي صفحات وب آشنايي داشتند مي توانستند صدا يشان را به گوش بقيه برسانند. اما امروزه نياز به برقراري ارتباط بسيار زياد است و اختراعات تكنولوژيكي معمولا بر اساس نيازهاي ما بوجود مي آيند.
با نرم افزار وبلاگ نويسي، نوشتن در اينترنت و ايجاد هايپرلينک ها مانند يك برنامه واژه پردازآسان می شود.افرادي كه اطلاعات كمي در باره زبان HTML دارند يا حتي هيچ دانشي در اين زمينه ندارند مي توانند به سادگي نوشته هاي خود را روي وب بفرستند. مردم مي توانند عقايد خود را بيان كرده، كارهاي روزانه شان را تعريف كنند يا مسائل و مشكلات خود را منعكس كنند. و همه اين كارها به آساني فرستادن يك پيام فوري است.
امروزه بلاگ نويسي، را يك حالت عام روزنامه نگاري مي دانند كه چندان هم دور از انتظار هم نيست. بلاگ نويسي براي همگان اين امكان را فراهم مي كند كه درباره وقايع روزمره اظهار نظر كنند. بعلاوه تعدادي ازكلاسهاي روزنامه نگاري در دانشگاهها واحد وبلاگ نويسي را بر برنامه درسي خود اضافه كرده اند.
وبلاگ نويسي از روزنامه نگاري فراتر رفته است. نيويورك تايمز درماه آگوست پيش بيني كرد كه حدود نيم ميليون وبلاگ وجود داردكه تعداد آنها روز به روز افزايش مي يابد.
وبلاگ نويسي به خوبي در آموزش و پرورش کشور های پیشرفته جا افتاده است. مربيان در دوره آموزش عمومی و دوره هاي بالاتر آموزشي ابزارهاي ابزارهاي وبلاگ نويسي را براي اهداف زير بكار مي برند:
• گزارشهاي سفر دانش آموزان (كه با اهداف مختلفي نوشته مي شوند)
• جايگاهي براي كار گروهي دانش آموزان، والدين و اعضا جامعه
• ابزار دوست يابي در دانشگاه
• ابزار اداره كلاس، براي مثال مكاني براي ارسال تكاليف
• ابزار گردآوري اطلاعات براي تدوين گزارشات تحقيق، ابزار مرجع
سايتهاي بسياري وجود دارند كه معلمين تازه كار راكه علاقه به فعاليت دارند، راهنمايي مي كنند.استفاده از نرم افزار وبلاگ نويسي به سادگي استفاده از يك مرورگر وب است.
من خود برخی از فارغ التحصیلان دبیرستان ها در دوره های مختلف را دیده ام که چون امکان ارتباط حضوری با یکدیگر راندارند با یکدیگر از طریق وبلاگ ارتباط برقرار کرده اند. دانش آموزان دبیرستان علامه حلی ـ دبیرستان مفید-دبیرستان روشنگر و ... از جمله وبلاگ نویسان می باشند. در ترم جاری من دانشجویان کارشناس ارشد تکنولوژی آموزشی را موظف کردم که هریک وبلاگی داشته باشند و هر هفته حداقل یک مطلب در مورد حوزه تخصصی خود بنویسند. در کار آن ها پیشرفت خوبی می بینم و هریک به حسب موضوع مورد نظر خود برای پایان نامه دوره خود یک وبلاگ دارند.


  
نویسنده : دكتر محمد عطاران ; ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ اردیبهشت ،۱۳۸٢

اجتماع مجازی(۳)

آموزگاران مي توانند از راه تغيير روش هاي سنتي همكاري وبهره بردن از فرصت هايي كه اجتماعات مجازي فراهم می کنند کیفیت آموزش را بهبود ببخشند. اجتماعات مجازي به موسسات آموزشي فرصت بهبود فرايند آموزش را می دهند. این کار بابهينه كردن دسترسي به شبيه سازيها و دستورالعمل ها، ارائه گستره متنوعي از پايگاه هاي داده هاي علمي و متخصصان ، ارتباط پيوسته با كساني كه مي توانند به فرايند يادگيري كمك كنند و براي جستجوي بهتر و استفاده بهتر از موضوعات علمي فراهم مي كنندایجاد می شود.
نخستین کمک اجتماعات مجازي به فرايند آموزشي . گسترش مكالمات علمي از طريق افزايش منابع و شركت كنندگان است. درحالي كه تبادل اطلاعات رشته درسي ميتواند مهم باشد، نياز به منابع ديگري است كه مي تواندموجب موجب وابستگي دانشجو به اجتماع مجاري مبي شود.
سازمان هاي آموزشي در حال حاضر روابط بين دانشجويان و روابط با دانشجويان را از طريق ايجاد خدمات گروهي و ارائه خدمات مشاوره براي دانشجويان سال اول -انجمن هاو باشگاه های رشته اي دانشگاهي، اتاق هاي گفتگو يا گروه هاي بحث براي كلاس ها و مراكز و برنامه براي فارغ التحصيبلان ، توسعه مي دهند. اهداف اين برنامه ارائه دوره هاي يادگيري گروهي مشاوره و ارائه حس مالكيت و مشاركت است.
موسسات آموزشي مي توانند از اجتماع مجازي به عنوان وسيله اي براي تحقق به اهداف مشابه استفاده كنند، گستره اي كه درمحيط فيزيكي ممكن نبود. مثلا مدارس و موسسات آموزشي هم اكنون اجتماع بزرگي از دانش جويان سابق خود را درا ختيار دارندكه منافعي را در اجتماع دارند، احتمالا در شغل ها و حرفه اي مختلفي مشغول به كارند و درمحيطهاي بسيار متفاوتي زندگي مي كنند. با استفاده از اجتماعات مجازي براي پيوند دادن دانشجويان سابق و فعلي، موسسات آموزشي مي توانند به اعضاي خود منابع بزرگي ارائه کنند. دانشجويان مي توانند جنبه هايي از مشاوره را تجربه كنند كه دسترسي به آنان در صورت نياز به صورت فيزيكي آنان، بسيار دشوار مي بود.
به طور مشابه، اقامت دانشجويان در مكاني ثابت براي مدت زماني طولاني، به عنوان يكي از بخش هاي مهم آموز ش رسمي شناخته شده است . به هر حال مي دانيم كه گاهي دانشجويان با تصورات غير واقعي وراد محيط دانشگاهي مي شوند، درمحيط دانشگاهي مورد اذيت قرار مي گيرند، مجبور به تحمل محدوديت هاي محيط مي شوند و درا يجاد ارتباط بين محتويات درسي كلاس با مسائل ضمن خدمت مشكل دارند. غالبا نظارت مستقيم كمي بر محيط دانشگاهي وجود دارد و هيچ ارتباط منظمي با كساني كه مي توانند درحل مشكلات ذكر شده بكمك كنند، وجود ندارد. اجتماع مجازي ديگر محيط هاي دانشگاهي، اعضاي دانشگاه، متخصصين و كاركنان مي توانند با ارائه ساختار پشتيباني كننده به دانشجويان براي غلبه برمشكلاتي كه امكان دارد با آنها مواجه شوند و براي افزايش كيفيت آموزش ها از آنها حمايت كنند.
يك اجتماع online مي تواند دانشگاهيان، متخصصان و مشاوران علاقمند را از سراسر دنيا در بر بگيرد. اين حضور به دانشجويان امكان دسترسي به منابعي فراتر از حيطه دسترسي ساختار پشتيباني كننده انفرادي آنان را مي دهد . مسلما، در بسياري از دانشگاهها، دانشجويان خود به گرد آوري اطلاعات و منابع و بانك هاي تحقيقاتي و نظر سنجي هاي درسي مخفيانه مي پردازند كه در آن ها دانشجويان به ارزش گذاري كلاس ها، امكان هاي مطلوب براي پيدا كردن دوست مي پردازند .اجتماعات مجازي به ارائه فضاهايي عمومي مي پردازند. كه در آنها اين گونه اطلاعات به اشتراك گذاشته مي شوند و مي توانند توسط ديگر اعضاي اجتماع بهينه شود.


  
نویسنده : دكتر محمد عطاران ; ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ اردیبهشت ،۱۳۸٢