کاربرد چندرسانه ای در آموزش

استفاده از چند رسانه اي ها در آموزش از مواردي است كه قابليت هاي فناوري اطلاعات را به نحو خوبي در آموزش نشان مي دهد. در اين ياد داشت تجربه اي را كه در اين زمينه درمدارس انگلستان صورت گرفته است به اختصار بيان مي كنم. لازم به ذكراست كه متن اين ياد داشت در واقع خلاصه اي از فصل دوم كتاب
“Young people; creativity and new technologies” مي باشد. اين نمونه نشان مي دهد كه چگونه مي توان خلاقيت هاي كودكان را با استفاده از فناوري اطلاعات بارور نمود و به آنان چگونگي كار گروهي را نشان داد. تجربه مذكور در هكني(Hackney) لندن انجام شده است.هكني منطقه اي كوچك در اطراف لندن است با تركيبي از گروه هاي نژادي ، زبانهاي مختلف و تعداد زياد شاگرداني كه انگليسي، زبان مادريشان نيست.
براي اجراي پروژه نرم افزار. Hyperstudio انتخاب شده كه بسيار انعطاف پذيرو ساده است و مي توان در مدت زمان محدود توليدات كاملا پيچيده اي را با آن ساخت.
اهداف اين پروژه براي معلمان و شاگردان به قرار زير بودند.
اهداف پروژه براي معلمان و شاگردان:
 معلمان ساختن چند رسانه اي را در برنامه هاي درسي به روشي كه متفكرانه و خلاقانه است تجربه كنند.
 معلمان دانش آموزان را به مهارت هاي مورد نيازشان مجهز كنند تافرايند توليد چند رسانه اي را تكرار كنند و با برنامه از نظرتكنيكي آشنا شوند و دانش آموزان دريابند كه در كجا چند رسانه اي و انيميشن مي تواند ابزاري سودمند در يادگيري محسوب شود.
 براي نيل به استاندارد هاي فن آوري اطلاعات در برنامه درسي ملي، فرصت هايي را براي شاگردان فراهم كنند تا به سطوح بالاتر توانايي هاي فن آوري اطلاعات دست يابند.
 رشد فهم كاملتر مفاهيم علمي توسط دانش آموزان.
 ايجاد توانايي در شاگردان براي انتقال دانش خود به ديگرشاگردان كلاس .
پروژه برمطالعه مفاهيم متحرك و پويا متمركز بود يعني چيزهايي كه تغيير مي كنند يا حركت مي كنند. هدف مورد نظر درك چگونگي ظرفيت Hyperstudio براي توليد انيميشن بود و نيز اينكه مفاهيم پويا چگونه بر درك و فهم شاگردان تاثير مي گذارند.از طرف ديگر ساختار جزئيات پروژه ها به خود شاگردان واگذار شده بود تا در مورد آن تصميم بگيرند. برخي از پروژه اجراشده به شرح زير بودند:
1. پديده هايي كه مواد شان ضد آب بود.(سال سوم)
2. طبيعت موجودات زنده و غيره زنده (سال سوم)
3. آلودگي محيط زيست و تاثيرات از بين رفتن لايه اوزون (سال چهارم)
4. ساختن پل ها و برج ها (سال چهارم)
5. زندگي گياه از پاشيدن دانه، جوانه زدن تا رشد و توليد مثل (سال چهارم و پنجم)
6. توصيف ماه، سطح آن، خسوف.
7. حيوانات در زيستگاههاي مختلف ، چگونه مي خورند، چه چيزي مي خورند و چگونه حركت مي كنند. (سال پنجم و ششم)
8. چرخه آب در يك درياچه كوچك ، يك كتري و در يك جايخي (سال ششم)
9. توصيف خورشيد ، ويژگي هاي آن، كسوف و خطراتي كه مربوط به از بين رفتن لايه اوزون مي باشد. (سال ششم)
10. الكتريسيته، وسايلي كه از برق استفاده مي كنند، چگونگي كار مدارها. (سال ششم)
11. چگونه با استفاده از ابزارهاي اندازه گيري و تجهيزات علمي اندازه گيري كنيم. (سال ششم)
12. دستگاه گوارش و دستگاه گردش خون. (سال هشتم)
13. عنصر و فعل و انفعالات جدول متناوب عناصر (سال نهم)
14. چگونه حواس ما كار مي كنند، بينايي، شنوايي، لامسه، بويايي، چشايي .(سال نهم)
15. چوب ها، فلزات و مواد پلاستيكي از كجا آمده اند و چگونه از آنها استفاده مي شود (سال دهم)
همه اين پروژه ها تنها با دو يا سه كامپيوتر در كلاس هاي شلوغ انجام گرفت.
مثلا در يك كلاس دو كامپيوتر در كلاس بود كه به مشكل كمبود جا مي افزود بخصوص موقعي كه شاگردان مي خواستند از كلاس بيرون بروند مجبور بودند كه از كنار كساني كه با كامپيوترها كار مي كنند رد شوند.. چهار شاگرد با توانايي هاي مختلف بايد كار مقدماتي را براي بقيه كلاس بسازند. اين گروه سطح ماه، مراحل خسوف و جاذبه آن را مورد بررسي قرار مي دادند. شاگردان روي پروژه اي يك صبح در هفته به مدت 5 هفته كارمي كردند. بقيه كلاس درس هاي رياضي داشتند، معلم بين آنها حركت مي كرد و با كل كلاس و گروه هاي كامپيوتري كار مي كرد. شاگردان با نگاه كردن به شكل هاي ماه در هفته اول كار خود را آغاز كردند، آنها مي خواندند و بحث مي كردند. در يك گروه 4 نفره به آنها چگونگي توليد انيميشن با Hyperstudio آموزش داده شد. و در گروه هاي دو نفره ماه را كه در طول يك ماه تغيير مي يافت. نمايش دادند. و با دقت ميزان نوري را كه ماه روي يك درخت مي تاباند. تغيير مي دادند. هفته بعد شاگردان فكر تازه اي كردند كه هر چيزي را كه مي دانستند يا دوست داشتند درمورد ماه بدانند روي تكه بزرگي ازكاغذ يادداشت كنند.
آنها اقدام به ساختن اين ايده ها كردند. وقتي كه دو مرحله ازماه را كه با انيميشن ايجاد شده بود، ساختند ، آن را در آغاز و پايان قرار دادند و شروع به پرداختن به بقيه ايده هاي ما بين اين دو نقطه كردند.
هفته هاي بعد با تحقيق ازكتاب ها، نقاشي دركامپيوتر با استفاده از موس، متحرك سازي بعضي ازمفاهيم كليدي مثل خسوف ، نوشتن توضيحاتي در باره اين مفاهيم و اضافه كردن توضيحات گفتاري طي شد. آن ها براي تكرار اطلاعات مورد تشويق واقع نشدند بلكه براي استفاده ازچند رسانه اي براي افزايش درك و فهمشان مورد تشويق قرار گرفتند.
چون اين كار براي شاگردان جديد بود شاگردان ازكتاب ها استفاده مداوم مي كردند وسعي مي كردند متن را بخوانند و آن را به زبان خودشان بيان كنند يا از تصاوير براي نشان دادن اينكه سطح ماه شبيه چيست، استفاده مي كردند، يا يك توضيح گفتاري براي يك انيميشن مي نوشتند. معلم كلاس در اين زمينه بسيار راضي و خشنود بود.
طراحي با موس كار سختي است ولي شاگردان به آن عادت كرده بودند و از آن لذت مي بردند گرچه براي آنها آسان نبود طوري كه مي گفتند: نقاشي ها خيلي سخت بود مخصوصا نقاشي گذازه هاي اتشفشان و كشيدن خطوط خيلي سخت بود، داخل سنگ ها خاكستري و سطح آنها نارنجي بود و بچه ها محبور بودند كه طوري آن را قرار دهند كه گدازه هاي نارنجي از روي بخش خاكستري رنگ بريزد و اين مشكل بود نقاشي ها براي دانش آموزان جذاب بودند به ويژه وقتي كه مي خواسنتند به آنها تحرك بخشند. معلم كلاس اين را يكي ازمهمترين نتايج يادگيري مي دانست چون دانش اموزان نياز داشتند تا سلسله مراحل ساخت انيميشن را به طور جزئي بدانند. براي ساختن انيميشن، واقعا مجبور بودندآن چرا كه انجام مي دادند يا درباره آن مي نوشتند در خود دروني كنند، بايد درك و فهم عقلاني صورت مي گرفت. شاگردان نيز خودشان انيميشن را روش مفيدي براي انتقال ايده هايشان در نظر مي گرفتند.
كلاس درگير به اين معنا بود كه بچه ها بازخوردهاي پيوسته اي را از اعضاي ديگركلاس دريافت مي كردند، نه اينكه همه اعضاي كلاس با هم فراخواند ه شوند بلكه گفتگوي مستمر به آنها كمك مي كرد كه روي مخاطبشان متمركز شوند.
معلمشان فكر مي كرد كه اين پروژه امكان آن را براي بچه ها فراهم كرده كه براي مشاركت با ديگران رابطه دوسويه برقرار كنند. شاگردان فكر مي كردند كه واقعا انيميشن مخاطب را جلب مي كند طوري كه يكي از دانش آموزان مي گفت: بچه ها دوست دارند بدانند كه چه كاري توسط ما انجام شده است.
هنگامي كه CDكه شامل همه پروژه هاي چند رسانه اي ازتمام مدارس بودتكميل شد، همه شاگردان شركت كننده روي سكويي مي رفتند و كارهايشان را نمايش مي دادند.
مشاهدات مجري طرح و ارزشيابي معلم كلاس نشان مي دهد كه شاگردان بسيار علاقمند به اين كار (تحرك دادن به تصاوير و كار با چند رسانه اي) بودند. روي پروژه وقت، انرژي و تمركز مي گذاشتند. ساختن انيميشن انگيزه يادگيري آ نها را بالا مي برد و در نتيجه اين امردر كيفيت يادگيري آنها تأثير مي گذاشت . پشت سر هم قرار دادن تصاوير كه براي ساختن اينميشن ها لازم بود بيانگر آن بود كه شاگردان مي خواهند كه موضوعات را خيلي خوب فرا بگيرند. اينميشن به مفاهيم جان مي بخشيد و آنها را قابل فهمتر مي كرد. معلمين كلاس معتقد بودند كه كيفيت دانشي كه فرا گرفته شده فراتر از شكل معمول بوده و اين عمدتا” به خاطر طبيعت خاص پروژه و انجام تحقيق توسط خود شاگردان بود. بعلاوه خود اين فرايند انواع سوالات گوناگون را مطرح مي كرد به عنوان نمونه توجه به جزئيات دقيق تصاويري كه نقاشي مي كردند و اين براي ساخت اينميشن اهميت زيادي داشت . شاگردان همچنين اطلاعات زيادي را درباره Hyperstudio و Hypertext كسب كردند.
من خودم تجربه اي نسبتا جالب در استفاده از چند رسانه اي -البته نه به شكلي كه در بالا آمد- دارم كه در ياد داشت بعدي آن را خواهم نوشت.


  
نویسنده : دكتر محمد عطاران ; ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ آبان ،۱۳۸۱