فرهنگ کتاب وقلم - فرهنگ فناورانه و ديجيتال (۱)

چه دلايلي موجب آن مي شود كه پاره اي از معلمان به شدت از كاربرد كامپيوتر و اينترنت اجتناب مي ورزند و برخي ديگر مشتاقان، با سرعت و سهولت فناوري هاي جديد را بر مي گزينند؟ آيا گروه نخست داراي فوبياي تكنولوژي هستند؟ يا علل عميقتري را براي دوري از كامپيوتر و بخصوص اينترنت مي توان نشان داد؟
تجربه نشان مي دهد كه معلماني كه ار كاربرد كامپيوتر در كلاس اجتناب مي ورزند، دچار فوبياي تكنولوژي نيستند و از ديگر جلوه هاي تكنولوژي مانند تلويزيون ، ويدئو، VCD، تلفن همراه و ... استفاده مي كنند.
برخي مي گويند كه دلايل زير را مي توان براي اين دوري و اجتناب برشمرد:
1-معلمان، بخصوص معلمان مسنتر از فناوري هراسانند و با فناوري هاي جديد كنار نمي آيند.
2-از سويي آن ها احساس مي كنند كه در كارخود بدون استفاده از اين ابزار ها موفق هستند و نيازي به بهره گيري از اين ابزار ها ندارند.
3-معلمان، عموما داراي خصوصيت محافظه كاري هستند و در مقابل هرگونه تغييري مقاومت مي كنند.
اين ادله شايد به صورتي مصداق بيابد ولي جزيي از تصوير بزرگتري هستند كه واقعيت را بهتر نشان مي دهد.ٍ
اورت راجرز(Everette Rojers) در نظريه انتشار(Diffusion Theory) خود معتقد است كه يك پديده نو هنگامي آغاز به گسترش مي كند كه كاربرد آن از سرحد سيزده درصد جمعيت مورد نظر بگذرد. دقيقتر اگر بخواهيم بگوييم ، حداقل بيست درصد از جمعيت از آن استفاده كنند.
به نظر راجرز ممكن است كه اين پديده در يك دوره كمون به تدريج گسترش بيابد و به يكباره به صورت جهشي مورد استفاده قرار گيرد.
راجرز معتقد است كه انتشار و گسترش يك پديده نو، مشروط به چند عامل است: پيچيدگي پديده، كار آمدي آن در مقايسه با ساير وسايل مشابه، زمان صرف شده براي آن، انتشار اطلاعات در باره آن و جامعه اي كه آن پديده در آن جامعه مورد استفاده قرار مي گيرد.
در بسياري ازجوامع پيشرفته كاربرد كامپيوتر فراتر از بيست درصد است و معلمان فراواني داراي درك مناسب از كامپيوتر هستند. اطلاعات در اين زمينه هم به قدر كفايت وجود دارد و در واقع اينترنت عملا رواج يافته و داراي اعتبار است ولي هنوز معلمان زيادي در كلاس از اين ابزار استفاده نمي كنند.
تحليل ديگري كه علاوه بر تحليل راجرز مي توان ارائه داد، اين است كه ما در اين مقاومت شاهد درگيري ميان دو فرهنگ هستيم. فرهنگ نويني كه مي توان آن را فرهنگ فناورانه و ديجيتال
(Technological-Digital) ناميد و فرهنگ سنتي كه تكيه بر كتاب، قلم و كاغذ دارد و مي توان آن را فرهنگ كتاب و قلم ناميد. اين دو فرهنگ تاكنون نتوانسته اند با يكديگر كنار بيايند و تلفيق شوند.
پاره اي از مشخصه هاي اين دو فرهنگ به قرار زير است:
فرهنگ كتاب و قلم متمركز، كانوني است و به خوبي سامان يافته است.در اين فرهنگ اطلاعات سازمان يافته است و به خوبي آرايش يافته اند و معمولا داراي تواليند . معلم سرچشمه اطلاعات و قدرت است و كلاس مكان يادگيري است.
يادگيري درجه بندي شده است. حاصل يادگيري و زمان متحد الشكل است و روش هاي دقيق و ثابتي براي سنجش دانش و درجه بندي دانش آموزان وجود دارد.
فرهنگ فناورانه و ديجيتال ، بازتر است و داراي تمركز كمتري است . در اين فرهنگ اعتقاد بر آن است كه راه هاي متنوع و منابع فراوان براي كسب دانش فراهم است كه در جامعه شبكه اي موجود است. معلم تنها مرجع دانش و قدرت محسوب نمي شود بلكه او مربي و راهنماي فرآيند كسب اطلاعات، سنجش و آرايش آن است. راه هاي سنجش و درجه بندي دانش هنوز كاملا بسط نيافته اند و تحقيقات اثبات نكرده اند كه تنها يك روش كار آمد براي يادگيري وجود دارد.
فرهنگ كتاب و قلم داراي پيشينه محكمي است و به روش هاي پيموده شده و اثبات شده خود اتكا مي كند و نيز طرح ها و كتاب هاي متن و برنامه هاي درسي آزمون شده خود. ولي فرهنگ فناورانه و ديجيتال به حال و آينده نظر دارد. ماجراجويانه تر به مسائل مي نگرد عدم قطعيت سرمايه آن مي باشد و آن را زيان نمي انگارد.
تلاقي اين دو فرهنگ، تلاقي فرهنگ خطي –ترتيبي (Linear-Sequential) با فرهنگ مشاركت پذير ،‌چند سويه و به بياني فرهنگ جست و جوي جهت نايافته است.
همچنين تفاوت ديگر تفاوت ميان فرهنگي است كه تاكيد بر عالم محسوس دارد و فرهنگي كه به عالم مجازي معطوف است. طرفداران فرهنگ نخست با فرهنگي رو در رو هستند كه بر جايي فراسو نظر دارد. در فرهنگ غير محسوس فرد مي تواند در در مكاني محدود مي نشيند و در فضاي نامحدود شبكه پرسه بزند و موزه ها، افراد و مكان ها را سير كند و به سفر خود ادامه دهد.
اين دو فرهنگ با مقوله زمان نيز به صورتي متفاوت برخورد مي كنند.فرهنگ كتاب و قلم كند و داراي درنگ و توقف است . اين فرهنگ همزمان (Synchronous) است و بر انجام امور در زمان واحد تكيه دارد در حالي كه فرهنگ فناورانه و ديجيتال سريع و داراي خصيصه سبقت جويي است.عصر اطلاعات ، عصر يادگيري ناهمزمان و همزمان (توامان) و نيز سريع است و در آن همه چيز دائما در حال روز آمد شدن هستند.
فرزندان عصر اطلاعات غالبا تلويزيون مي بينند، تلفن مي كنند، به جست و جو در اينترنت مي پردازند و همزمان تكليف خود را انجام مي دهند.
فرهنگ كتاب و قلم، جدي است و بر آن است كه يادگيري نياز به تلاش و سعي وافر دارد و يادگيري در آن در فضاي سياه و سفيد صورت مي گيرد. در فرهنگ عصر اطلاعات يادگيري ، سهلتر، سبكتر و رنگي است و رسانه هاي مختلف را تلفيق مي كند. مي توان يادگيري در اين فضا را امري ميانه يادگيري و تفريح تلقي كردكه آموزش را با تفريح توام مي كند.





digital1.jpg


/ 0 نظر / 24 بازدید