مباحثه و توسعه آن در فضاهای مجازی

پيش از اين در بحث از اجتماع مجازی در باب اهميت شکل گيری اجتماعات مجازی در توسعه فرآيند آموزشی سخن گفتم و اينکه چگونه می توان با ايجاد اجتماعات مجازی زمينه بحث و گفت و گو در حوزه خاصی را که برای اعضای اين اجتماع اهميت دارد فراهم کرد. اهميت اين موضوع را بخصوص با توجه به برخی از تئوری های يادگيری مانند تئوری ويگوتسکی می توان دريافت که اصولا معتقد است يادگيری در جريان گفتمان اجتماعی حاصل می شود. آقای فاضلی مردم شناس (فعلا ساکن لندن) در اهميت مباحثه با زاويه ديد خود مطلب جالبی به شرح زير آورده است:
ارزش مباحثه محدود به نقش آن در تحصيل هدف های دموکراتيک و رشد استعدادهای دموکراتيک نيست. بلکه مباحثه يکی از لذت بخش ترين و مهيج ترين تجربه های ماست. نوعی لذت در مباحثه وجود دارد که در اکثر فعاليت های روزانه ما وجود ندارد. در مباحثه ايده های نويي را کشف می کنيم که انتظار آنها را نداشته ايم.
همچنين مباحثه در بردارنده ارزش اخلاقی است که مکمل ارزش های آموزشی و رشد آگاهی و هوشياری سازی آن است. ريچارد رورتی يکی فيلسوفان برجسته زمان ما ارزش اخلاقی مباحثه را اينگونه بيان می کند:«گردآوردن مردم برای گفتگو و وادار کردن آنها به اينکه قوه تخيل شان را برای خلق معانی تازه و ترغيب و هدايت افراد به اينکه قلمرو تعامل شان را بسط دهند، يک تلاش اخلاقی است» (1989: 192).

با توجه به آنچه گفته شد، پانزده امتياز برای بکارگيری مباحثه در آموزش دانشگاهی می توان ذکر کرد:
1) مباحثه به دانشجويان کمک می کند تا تنوع ديدگاه ها کشف و با ديدگاه مختلف درباره يک موضوع آشنا شوند.
2) مباحثه دانشجويان را از پيچيدگی و چندگانگی و ابهام در موضوعات مختلف آگاه می سازد و ظرفيت آنها برای تحمل اين چندگونگی و چندگانگی و ابهام ها افزايش می دهد.
3) مباحثه دانشجويان را ترغيب و تشويق می کند تا به بررسی و بازبينی مفروضات خود که بديهی يا مطلقآ درست می پنداشتند بپردازند.
4) مباحثه توانايي دانشجويان برای «گوش دادن» همدلانه، احترام آميز و دقيق بالا می برد.
5) مباحثه باعث رشد و گسترش ديدگاه های جديد و تفاوت ها می شود.
6) مباحثه تيزهوشی، ذکاوت و زرنگی فکری دانشجويان را افزايش می دهد.
7) مباحثه دانشجويان را با موضوع بحث عجين کرده و پيوند ماندگارتر و دائمی تری بين دانشجو و موضوع ايجاد می کند.
8) مباحثه زمينه ای برای احترام و ارج نهادن به نظرات و تجارب دانشجويان فراهم می کند.
9) مباحثه به دانشجويان کمک می کند تا با فرايندها، سنن و آيين ها و عادات گفتگو دموکراتيک آشنا شوند.
10) مباحثه به دانشجويان کمک می کند تا بياموزند چگونه عملآ ميان ايده ها و نظرات مختلف ارتباط برقرار کنند.
11) مباحثه بر نقش دانشجويان به منزله همکار در توليد و خلق دانش تاييد و به آنها نشان می دهد.
12) مباحثه عادات لازم برای يادگيری مشارکتی و همکارانه را ايجاد و تقويت می کند.
13) مباحثه سعه صدر دانشجويان گسترش می دهد و در عين حال آنان را قاطع تر می کند.
14) مباحثه باعث رشد مهارت های دانشجويان برای تحليل و ترکيب و نتيجه گيری از مباحث می شود.
15) مباحثه مرحلهی گذار و انتقال دانشجو از تجربه يک محيط دموکراتيک کوچک (کلاس) بسوی تشکيل جامعه دموکراتيک است.

مباحثه، گفتگو، و گپ
ماتيو ليپمن Matthew Lipman در کتاب «تفکر در آموزش» ( 235:1991) گپ زدن conversation، گفتگو dialogue، و مباحثه discussion را از يکديگر متمايز می کند. به اعتقاد ليپمن هدف گپ زدن ايجاد نوعی تعادل equilibrium است. در گپ زدن، يک طرف درد دل می کند و طرف مصاحب او گوش می دهد. متقابلآ مصاحب حرف و حديث خودش را می گويد و ديگری گوش می کند.

گپ زدن، تبادل افکار و احساسات در فضايي کاملآ صميمی و نشاط بخش است. اما بر خلاف گپ زدن، گفتگو و مذاکره درصدد تثبيت نوعی عدم تعادلdisequilibrium است. در ديالوگ و مذاکره هر بحث و استدلالیargument فورآ با نقد و ضدcounterargument آن مواجه می شود، نقدی که تلاش می کند بحث اوليه را نقض و درستی خود را اثبات کند. در ديالوگ طرفين خود را متعهد می دانند که از طريق مذاکره مسئله ای را حل کنند.

برخلاف گپ زدن و مذاکره کردن، هدف مباحثه و گفتگو (discussion) تلاش برای افزايش فهم گفتگوکنندگان و تبيين پرسش های تازه است، نه درد دل، معامله، مجادله و هر چيز ديگر. آنچه در کلاس درس دانشگاه می تواند موثر و مفيد باشد، مباحثه است، نه گپ و نه مذاکره.

تجربه من از دوران دانشجويي و همچنين تدريس در دانشگاه های ايران نشان می دهد که ما در دانشگاه ها مذاکره کردن (چانه زنی درباره حجم مطالب درسی، نمرات، وقت کلاس ها، و ... بين استاد و دانشجو) و گپ زدن (گپ زدن های معمول کلاس های درس که گاهی تعمدآ برای وقت کٌشی انجام می شود و....) را دائمآ تجربه می کنيم، اما بندرت از مباحثه به منزله روش آموزش استفاده می کنيم.

توجه داشته باشيم مباحثه به منزله روش با پرسش و پاسخ دانشجويان و استادان متفاوت است. به طور طبيعی اشکال گوناگونی از «صحبت گروهی» در هر اجتماعی از جمله کلاس درس دانشگاهی رايج و معمول است. اما مباحثه به از ديگر اشکال صحبت گروهیgroup talk متفاوت است زيرا همان طور که گفتيم «مباحثه در جستجوی افزايش دانش، فهم و رای و نظر شرکت کنندگان در بحث است» (17 :1988Bridge ).

استفن بروکفيلد و استفن پرسکيل نيز در کتاب «مباحثه به منزله روشی برای استادان دانشگاه» (1999) مباحثه را اينگونه تعريف می کند:

مباحثه کوششی جدی و لذت بخش و بی بديل به وسيله يک گروه برای تبادل ايده ها و ديدگاه ها و به نقد گذاردن آنها در يک ارتباط متقابل و دو سويه است. به اعتقاد استفن بروکفيلد مباحثه چهار هدف را دنبال می کند:
1) رسيدن به فهمی انتقادی و روشن از موضوع مورد بحث.
2) ارتقاء خود آگاهی افراد شرکت کننده در مباحثه و بسط ظرفيت خود-انتقادیself-critique آنها.
3) افزايش حس احترام و ارزش گذاری به هنگام مواجه با آراء و نظرات ديگران.
4) ايفای نقش کاتاليست برای کمک به ديگران که به روش آگاهانه تر و روشن تری در جهان رفتار کنند
5) مباحثه روش خوبی برای با هم بودن و با هم زيستن است

شرايط مباحثه
همان طور که گفتيم بين دموکراسی و آموزش نسبت مستقيم برقرار است. هر چه جامعه ای دموکرات تر و آزادتر باشد امکان بکار بستن روش مباحثه نيز آسان تر است. اما اين سخن به معنای ناکارآمدی يا غير ممکن بودن بکارگيری روش مباحثه در جوامع کمتر دموکراتيک و دارای ساختار اجتماعی و سياسی اقتدار گرايانه و سرکوبگرانه نيست. زيرا اولآ يکی از اهداف آموزش شکستن ساختارهای غير دموکراتيک و کمک به فرايند دموکراتيزاسيون است. و روش مباحثه از مهمترين ابزراهای آموزشی برای اين هدف است.

ثانيآ تقاضا برای مشارکت و دموکراسی در تمام جوامع روبه افزايش است و بخصوص دانشجويان بيش از گروه های ديگر آمادگی برای پذيرش و استقبال از روش های دموکراتيک دارند. آنچه اهميت دارد آموزش اهميت و شرايط مباحثه به مثابه روش به دانشجويان و استادان است.

بروکفيلد و پرسکيل (1999) معتقدند بهتر است استادان دقايقی از نخستين جلسه درس خود را به بحث درباره بکاربستن روش مباحثه، اهميت، فوايد و شرايط آن اختصاص دهند. لازم است دانشجويان آگاهانه و با تفاهم جمعی کلاس روش مباحثه را تجربه کنند. به اعتقاد بروکفيلد و پرسکيل برای آنکه بتوان مباحثه ی انتقادی سازنده ای داشت، شرکت کنندگان در بحث بايد دارای خصوصيات و خلقيات زير باشند:

1) صميميت و گرمخويي(Hospitality) : خوش مشربی و گرمخويي استاد باعث می شود که دانشجويان احساس کنندگان برای شرکت به بحث و نقد کردن دعوت شده اند. از اينرو در کلاس بايد فضای صميميتی حاکم شود که همه احساس کنند نظرات شان محترم و ارزشمند است. شرط صميميت نيز اين احساس است که ديگران، بخصوص استاد، آماده اند در صورت متقاعد کننده بودن، سخنان يکديگر را بپذيرند.

2) مشارکت (Participation): کلاس و بحثی دموکراتيک تر است که اکثريت اعضای آن در بحث آزادانه و انتقادی شرکت کنند. برای اين منظور هرکس بايد بتواند راهی برای فهم موضوع بحث پيدا کند. گاهی توضيحات استاد، و گاهی بکارگيری تصوير و فيلم و شواهد تجربی موجب اين امر می شود. دانشجو بايد اهميت حضور و مشارکت در بحث را احساس کند. اين امر وظيفه استاد است که نشان دهد چگونه و چرا گفته های يک دانشجو اهميت دارد. گاهی لازم است استاد با دانشجويانی که در بحث کلاس کمتر شرکت می کنند به نحو خصوصی گفتگو کند و راه های شرکت آنها در کلاس را از آنها بپرسد. بهرحال، استادان نبايد آنقدر حرف بزنند که وقت برای مشارکت دانشجويان نماند.

3) توجه عميق (Close Attention ): رابرت بلا در کتاب «جامعه خوب» (1991: 254) می نويسد: «دموکراسی يعنی توجه کردن» اما توجه کردن کار ساده و کوچکی نيست. همان طور که بلا می گويد«اين امر مستلزم بکار گيری تمام قوای فکری، احساسی و اخلاقی ماست.» گادامر (1989) ديالوگ را مستلزم اين می داند که هر دو طرف گفتگو در گفته های يکديگر چنان ريز و دقيق شوند که کاملآ جذب و مستغرق شنيدن هم گردند. شرط توجه دقيق نيز آنست که دانشجو احساس کند در کلاس هميشه وقت کافی برای ابراز نظراتش وجود دارد و تنها استاد يگانه فرد محق برای ابراز ديدگاه هايش در کلاس نيست.

4) تواضع و افتادگی(Humility): يکی از شروط مباحثه دموکراتيک در کلاس درس اينست که افراد در جايي که نمی دانند و از امری آگاهی ندارند، آشکارا به عدم وقوف و آگاهی خود ازعان کنند. همچنين افراد، بخصوص استاد، بايد تصديق کنند که دانش ما محدود است و ممکن است در ديدگاه و نظراتمان اشتباه کنيم. از اين طريق ميدان را برای طرح ديدگاه های ديگر فراهم می سازيم و در عين حال زمينه مطلق انديشی را کاهش می دهيم و امکان تساهل و تسامح در بحث رشد می يابد. استادان بايد دائمآ به دانشجويان محدوديت دانش و آگاهی خود را گوشزد کنند تا دانشجويان نيز جسارت طرح نظرات شان که احساس می کنند ممکن است نادرست يا ناقص است را بيشتر پيدا کنند.

5) هم انديشی متقابل و دو جانبه (Mutuality): بايد نشان دهيم به همان اندازه که در فکر ارتقاء و رشد خود هستيم به فکر ديگران نيز هستيم. برای اين امر بايد در کلاس فضايي فراهم شود که همه دانشجويان احساس کنند از کلاس و بحث بهره مند می شوند. دانشجويان وقتی ريسک کرده و انتقادی بحث می کنند که بتوانند از مباحث سود ببرند. اين امر می طلبد که همه دانشجويان گونه ای بحث کنند که علايق و خواست های همکلاسی های شان را در بحث در نظر بگيرند. گوش دادن متقابل نيز بخشی از تلاش برای هم انديشی در کلاس است. استادان نيز برای ايجاد حس هم انديشی بايد مرزهای سنتی استاد-دانشجو را کم رنگ کرده و حس برابری و هم صحبتی بين خود و دانشجويان ايجاد کنند.

6) ژرف انديشی(Deliberation): ژرف انديشی در مباحثه مستلزم پرداختن به موضوع بحث به نحو همه جانبه، مستند، و منطقی است. کلاسی دموکراتيک است که محل بحث و مناظره ميان ديدگاه های مختلف باشد. اين امر مستلزم حاکميت فضای احترام و حس برابری از يک سو، و دانش و بينش ژرف شرکت کنندگان از سوی ديگر است. تعريف يورگن هابرماس از «موقعيت گفتگوی ايده آل» Ideal speech situation (1984) بيان روشنی از موقعيت مباحثه ژرف دموکراتيک است. هابرماس می گويد «موقعيت گفتگوی ايده آل» موقعيتی است که در آن همه شرکت کنندگان در گفتگو از امکان برابر برای طرح بحث و استدلال خود را داشته باشند، تمام اشکال ممکن استدلال ارائه شود، و به همه فرصت کافی و برابر برای طرح نظرات، انتقادات و پرسش های شان داه شود، به نحوی که در پايان احساس شود در پرتو بهترين استدلال ها، موضوع بحث بررسی و حل شده است.

7) تصديق کردن و ارزش گذاردن(Appreciation) : بحث دموکراتيک و مدنی که مبتنی بر احترام و ارزش نهادن به عقايد و آرائ مختلف است، نيازمند ابراز آشکار و علنی ستايش و تحسين بحث کنندگان از نظريه ها و نقطه نظرات خلاق، نوآورانه، و مورد پذيرش است. از اينرو هم استاد و هم دانشجويان لازم است در موقعيت هايي به تصديق و تاييد و حتی ستايش هم بپردازند. اين امر افراد را بهم نزديک تر می کند و سطح اعتماد آنها را بالاتر می برد. در عين حال تاييد گروه و کلاس پاداشی است که به فرد بخاطر کمک به پيشبرد بهتر بحث و اهداف کلاس می کند، و نوعی انگيزه برای ادامه بحث و مشارکت بيشتر دانشجويان فراهم می سازد. برای مثال، استادان بايد اجازه دهند دانشجويان با کف زدن به تشويق همکلاسی های خود هنگام ارائه نظری جالب، قابل قبول، انتقادی، و نوآورانه بدهد.

8) استقلال (Autonomy): هر فرد در جامعه دموکراتيک مطابق فرديت و شايستگی هايش دارای ديدگاه ها و نظراتی است که ممکن است با نظرات ديگران متفاوت و حتی مخالف باشد. کلاس درسی دموکراتيک است که جسارت و شهامت لازم به دانشجويان برای ابراز اينگونه عقايد کاملآ فردی را بدهد و استقلال و فرديت دانشجو را برسميت بشناسد. دانشجو نيز متقابلآ در مقابل اين امتياز بايد آمادگی بازبينی و ارزيابی مجدد نظرات فردی اش در پرتو بحث های کلاس را داشته باشد. بهرحال، ما می دانيم که شرط تحقق بحث دموکراتيک حضور افرادی است که با جديت، احساس، اعتقاد و باور شخصی عميق نظرات شان را مطرح و از آن دفاع می کنند.




discussion.gif

/ 0 نظر / 8 بازدید