يادگيری مشارکتی مبنای ورود فناوری اطلاعات در کلاس

يكي از مباني ورود فناوري اطلاعات در عرصه تعليم و تربيت بهره گيري از شيوه يادگيري مشاركتي (collaborative learning) مي باشد. بسياري از نرم افزار هاي آموزشي بر همين اساس طراحي شده اند. من در ترم جاري سعي كردم در درس فلسفه آموزش و پرورش از اين شيوه استفاده كنم و روش پيشين خود را تغيير دادم. در ترم جاري اين درس را براي دانشجويان كارشناسي علوم تربيتي ارائه مي كنم. دانشجويان كلاس حدود سي نفر مي باشند. جلسه اول كه شكل اداره كلاس را مطرح كردم ، با مقاومت جدي بچه ها روبرو شدم ولي به هر حال كار را شروع كردم. ابتدا گروه هارا تشكيل دادم. به تعداد سي نفر اسامي ماه هاي سال از فروردين تا شهريور را نوشتم و در پلاستيك ريختم. بعد از دانشجويان خواستم كه هر كدام يكي از از برگه هارا انتخاب كنند. سپس گروه هارا كه به شكل تصادفي انتخاب شده بودند. تشكيل داديم. البته به شكل دايره بچه ها قرار گرفتند و آرايش فيزيكي كلاس با سروصدا بهم ريخت. پس از آن سر گروه هارا تعيين كردم و به هر گروه هم يك سوال دادم كه در باره آن با يكديگر بحث كنند و نتيجه را جمع بندي و مكتوب كنند و توسط سر گروه اعلام كنند . جلسه دوم كه رفتم ، يك فصل از درس را به شش مبحث تقسيم كردم و براي هر مبحث ، يك سوال مطرح كردم. اين بار بچه هارا خيلي جدي تر ديدم. خودم هم در بحث هاي گروه ها به تناوب شركت مي كردم و در هر جايي كه نياز به هدايت گروه بود، توضيحاتي مي دادم. احساس من اين بود كه اگر فلسفه را عبارت از تفكر و تامل بدانيم و نه حفظ آراي فيلسوفان، به هدف خودم با روش يادگيري مشاركتي نزديكتر شده ايم. روان شناساني مانند ويگوتسكي معتقدند كه شناخت در جريان گفتمان و تبادل آرا و فرایند اجتماعی بوجود مي آيد. من پس از سال ها در اين انديشه بودم كه باروش يادگيري مشاركتي به آنچه كه از فلسفه خواندن مورد نظر است و بزرگاني چون سقراط از دير باز به دنبال آن بوده اند –يعني تامل و تفكر- نزديكتر شده ام.



alice.jpg

/ 0 نظر / 26 بازدید