معلم فراگير

دو هفته پيش داشتم كتاب پروزه هاي چندرسانه اي در كلاس درس را مي خواندم. نويسندگان كتاب Timothy D.Green و Abbie Brown در فصلي از كتاب به معلمان سفارش مي كنند كه هيچگاه انتظار نكشيد تا در مهارت هاي توليد چند رسانه اي احاطه كامل پيدا كنيد و سپس آموزش آن را شروع كنيد، چرا كه بسيار چيز ها را از دانش آموزان خواهيد آموخت. وقتي كه اين جمله را در كتاب ديدم بسيار لذت بردم ، چون مدت ها بود كه خودم با اين سبك و سياق به آموختن و آموزش مشغول بودم و وقتي ديدم كه كسي هم همراي و هم نظر من است ، احساس كردم كه خيلي بيراهه نرفتم. اين احساس را در اين ترم كه درس توليد برنامه هاي آموزشي كامپيوتري را به دانشجويان كارشناسي ارشد تدريس مي كنم بيشتر در يافته ام. اين سومين ترم بود كه اين درس را تدريس مي كردم و مطابق معمول كه در هر ترم روش كار خود را تغيير مي دهم به دنبال اين بودم كه از نرم افزاري استفاده كنم كه قابليت بالايي براي آموزش داشته باشد. پس از مدت ها فكر كردن تصميم گرفتم كه آموزش Flash MX را شروع كنم. تابستان گرم و طولاني را دو جلسه در هفته در ايامي كه همه به مرخصي رفته بودند با جمعي از دبيران فيزيك و رياضي بعداز ظهر ها به دانشگاه مي آمديم و مهندس حسين پور دانشجوي كارشناسي ارشد مخابرات دانشگاه علم صنعت به ما درس مي داد. پس از پايان درس كار من شروع شد. گشتن در بازار رضا و مجتمع پايتخت و خريد هرچه CD و كتاب آموزشي در باره Flash MX. مي خواستم بهترين شيوه آموزش Flash MX را پيدا كنم. بعد هم گشت در اينترنت و پيدا كردن كار هاي آموزشي كه با اين نرم افزارتوليد شده است. به هر حال فكر مي كردم كه با آمادگي نسبي درس را شروع مي كنم. منتهي به حسب تجربيات قبلي مطمئن بودم كه خيلي از چيز هارا بايد از بچه ها ياد بگيرم امروز كه در سر كلاس بودم و مطابق معمول از بچه ها خواستم كه كار خود را در ابتداي جلسه ارائه كنند تا ديگران ببينند، خانم كرمي كه شروع كرد، ديدم كه چقدر او جلو رفته است و من هر بار كه كلاس مي آيم از هركدام بچه ها خانم لركيان ، فتحي ، عبداللهي ، ذاكري ، آقاي حكيمي و رضاييان نكته اي ياد مي گيرم. بيهوده نيست كه حاميان استفاده از فناوري اطلاعات معتقدند كه معلم در فضاي شبكه اي دچار تغيير نقش مي گردد و به معلم فراگير (Teacher-Learner ) بدل مي شود. به نظر آن ها كاربرد كامپيوتر وضعيتي را ايجاد مي كند كه بر يادگيري دانش آموز تاكيد بيشتري مي شود و كاربرد فناوري منجر به يادگيري مشاركتي (collaborative learning) و آموزش انفرادي (individualized learning) مي شود. روابط قدرت متغير ديگري است كه بخصوص با ورود فناوري جديد متحول مي شود. معلم ، ديگر نمي تواند در مقام منبع قدرت كه اطلاعات در انحصار اوست عمل كند، چون دانش آموزان دسترسي مستقيم به منابع اطلاعاتي مي يابند كه از سيطره معلم بيرون است. من اين احساس را در كلاس خودم به تدريج پيدا كرده ام. دركلاس روشي نيز بر مبناي اين اصول انتخاب كرده ام كه در يادداشت هاي بعدي به آن اشاره خواهم كرد.

brain.gif

/ 0 نظر / 3 بازدید