يک تجربه در کاربرد چند رسانه ای

در يادداشت قبلي گفتم كه تجربه خودم در استفاده از چند رسانه اي را خواهم نوشت. شايد شما بدانيد كه آموزش و پرورش كشور ما در سال هاي اخير براي دبيراني كه تازه استخدام شده اند كلاس هاي آموزش فشرده ضمن خدمت مي گذارد و در طي اين دوره دروس علوم تربيتي نيزتدريس مي شوند. من در دو دوره تا بحال شركت داشته ام و تجربه هاي خوبي نيز اندوخته ام. در يكي از اين دوره ها كه در اطراف تهران برگزار مي شد، درس روانشناسي تربيتي را تدريس مي كردم. دوره بسيار فشرده بود. به صورتي كه دانشجويان از ساعت هشت تا شش بعدازظهر به كلاس مي آمدند. تعداد دانشجويان زياد بود ودر عين حال از رشته هاي مختلف دوره هاي كارشناسي گرد آمده بودند.من بعد از گذراندن اولين روز متوجه شدم كه اگر بخواهم باروش هاي معمول تدريس كنم هم بر خودم و هم بر دانشجويان بسيار سخت خواهد گذشت. CD آموزشي در باره روانشناسي داشتم كه به زبان انگليسي بود با نام PsychNow . اين CD به معني واقع كلمه چند رسانه اي بود. يعني علاوه بر آنكه مديا هاي مختلف را با هم تلفيق كرده بود ، داراي خصوصيت تعامل (Interaction) نيز بود_ به خلاف اكثر CD هاي آموزشي كه در ايران ديده ام كه همان قالب هاي سنتي تدريس را حفظ كرده اند با اين تفاوت كه بجاي ضبط محتوي در ويدئو آن رادر شكل CD عرضه كرده اند. من قسمت هايي از CD را كه مربوط به درس بود انتخاب كردم و براي جلسه بعد كه فرداي همان روز بود به بچه ها گفتم كه به سايت كامپيوتر بيايند. سايت كامپيوتر با آنكه نسبتا مجهز بود ولي فاقد ويدئو پروژكتور بود، لذا صندلي را روي ميز گذاشتم و نمايشگر كامپيوتر را روي آن قرار دادم. ابتدا متن درس را با استفاده از CD توضيح مي دادم و سپس بلافاصله آزموني راكه در CD بود باكمك دانشجويان پاسخ مي داديم. نتيجه اولين ساعت تدريس براي من بسيار جالب بود. چون ساعت بعد كه آماده ورود به سايت كامپيوتر مي شدم، ديدم دانشجويان زيادي قبل ازمن دم در سايت ايستاده اند تا به محض باز شدن در به سايت داخل شوند و بتوانند در صندلي هاي جلو بنشينند كه صفحه نمايش را راحت تر مشاهده كنند. يكي از درس ها در باره فشار رواني و عوامل موثر بر آن بود. درس را CD آموزشي با يك آزمايش شروع كرده بود . من يكي از دانشجويان را دعوت كردم كه پشت صفحه كليد قرار بگيرد و آزمايش را انجام دهد. آزمايش به اين صورت بود كه از بالاي صفحه شكلات به پايين سرازير ميشد و فنجاني در پايين قرار داشت كه فرد بايد به كمك ماوس فنجان را به اين طرف و آن طرف مي برد تاشكلات ها در فنجان بيفتند. آزمايش سه مرحله داشت كه هر مرحله با مرحله قبل تفاوت داشت. كليه عولملي كه در فشار رواني موثر بودند در اين آزمايش بر آزمودني وارد مي شدند. به بچه هاي ديگر گفته بودم كه دوست خودرا در حال انجام دادن آزمايش به دقت مشاهده كنند..در پايان آزمايش، محتوي درس ارائه مي شد كه به عنوان مصداق مفاهيم آموزشي به آزمايش ارجاع داده مي شد. نتايج براي من و دانشجويان بسيار جذاب بود. كليه مفاهيمي كه در آن درس مورد بحث بود در ذهن دانشجويان به خوبي جاگرفت و من نيز از شر روش هاي سنتي و كنترل كلاس و خواب و چرت دانشجويان كلاس رهاشدم ولي مشكلي هم در كار وجود داشت كه مانع از ادامه كار به اين شيوه شد. دريادداشت بعدي به اين مشكل خواهم پرداخت.

msslogo.gif

/ 0 نظر / 5 بازدید