هندورابی

چهار شنبه آقای محمد عظيمي را درجنوب ديدار كردم. من مشغو ل ديدن اي ميل هايم بودم كه ديدم كسي با لهجه شيرين جنوبي دارد در باره جزيره هندورابي با يكي از دوستانم صحبت مي كند. صحبت ها به نظرم خيلي شيرين آمد. فوري کارم را قطع كردم و آمدم با محمد عظيمي صحبت كنم. بايكي از دانش آموزانش با لنج آمده بود تا از مسئولين دولتی براي پدر او كه روي ويلچر مي نشست و بيماري داشت كمك بگيرد. محمد رضا رفتنش به هندورابي را اين طور تعريف كرد:وقتي رفتم اداره گفتند دو جا هست كه مي تواني بروي يكي خرابه و ديگري هندورابي ولي خرابه بهتر است. من گفتم خرابه نمي روم. گفتند چرا؟گفتم خرابه از اسمش معلوم است كه خرابه. گفتند ولي هندورابي خيلي اوضاع خوبي ندارد.گفتم من بعد از يكسال درستش مي كنم. روز اول كه براي دیدن محل رفتم نمی دانستم كه كدام طرف بروم يه پيرمرد و سه تا زن و بچه ايستاده بودند دم روستاي چيرويه به من گفتند ميرويم جزيره. سوار شديم با قايق آن ها رفتيم . تقريبا دم دماي غروب بود كه رسيديم تو روستا. اون شب خونه ریش سفید روستا مانديم . به من صبح گفت مي تواني اينجا بماني يا بروي پيش جاسم كه معلم قبلي هم پيش او بوده است. تقريبا يك ماهي پيش جاسم بودم ولي چون خيلي مهمان اونجا بود و من آسايش نداشتم گفتم ميروم مدرسه. آمدم ديدم برق ندارد با بچه هاي كلاس گشتيم سيم پيدا كرديم و از همسايه يك رشته برق گرفتم.
محمد رضا عظيمي مي گفت كه من تقريبا هر كاري كه بچه ها يا پدر و مادرشان داشته باشند انجام مي دهم اگر كسي دستش خون بيايد. كسي مشكل در بيرون منطقه داشته باشد، دنبال او بايد راه بيفتم و كارش را انجام دهم.معولا هردو یا سه هفته به خانه ام بر مي گردم تا زن و بچه ام را ببينم.
محمد رضا می گفت که در هندورابی تلفن ندارند و تنها یک نفر تلفن همراه دارد که او هم اغلب روی قایق و در دریاست. محمد رضا با عشق و علاقه از درس دادن به بچه ها سخن می گفت و وقتی به او گفتم نمی خواهی از اینجا بروی؟ گفت که نه. از عشق او و حرارتی که در سخن گفتن از دوازده دانش آموزش داشت من به شعف آمده بودم. با خودم فکر می کردم که نمونه های گویای فراوانی وجود دارد که نشان می دهد با توسعه فناوری اطلاعات می توان به ایجاد فرصت های برابر آموزشی برای افراد در نقاط پراکنده جامعه ایجاد کمک کرد و امکانات آموزشی را که عمدتا در مناطق شهری وجود دارد به اقصی نقاط جامعه برد. تجربه کشور هایی مانند دانمارک که در آن جزایر دور افتاده از مراکز شهری وجود دارند بیانگر آن است که می توان فرصت های آموزشی یکسان را افزایش داد و از فناوری اطلاعات برای توسعه فرصت های برابر آموزشی بهره برد.
چقدر دوست دارم که محمد عظیمی هم با آن همه شور و شوق یاد دادن که داشت و تا کنون نتوانسته بود در دوره های آموزش ضمن خدمت شرکت کند روزی بتواند درسایه توسعه فناوری اطلاعات در هندورابی بنشیند و با شاگردانش از همان امکانات آموزشی برخوردار شود که دانش آموزان روزبه برخوردارند.

kish2.jpg

/ 0 نظر / 7 بازدید