اينترنت و نوجوانی

چند ماه پيش دانشكده علوم تربيتي دانشگاه فردوسي مشهد فراخواني داده بود تحت عنوان : جايگاه آموزش و پرورش در شكل گيري هويت دانش آموزان ايراني در آستانه هزاره سوم من هم ابتدا چكيده مقاله ام را تحت عنوان نوجواني و هويت شبكه اي براي ايشان فرستادم . پس از مدتي به من اطلاع دادند كه چكيده مقاله ام پذيرفته شده است و بايد اصل مقاله را بفرستم. اصل مقاله هم پذيرفته شد و با خبري كه به من دادند اقدام به تهيه بليط كردم. به همسرم نيز گفتم شما هم با من بيا. او كه از سفر تابستان امسال با بچه ها به مشهد بسيار خوشحال و راضي بود ، خيلی شاد شد. به هر حال ديروز طبق قرار قبلي به فرودگاه رفتيم ، تا عازم شويم . دكتر شريعتمداري را هم آنجا ديديم . بعد از يك ساعت و ده دقيقه پرواز كه هواپيما چرخ هايش را باز كرد تا آماده فرود آمدن شود، ناگهان هواپيما دوباره اوج گرفت و خلبان گفت كه به علت نامساعد بودن هوا به تهران باز مي گرديم. به تهران كه برگشتيم ، دكتر را به خانه شان رساندم وخودمان به خانه برگشتيم. من و همسرم از ديشب دلخور وناراحتيم. باخودم گفتم حالا كه نشد طبق قرار در ساعت ده و نيم چهار شنبه مطالبم را ارائه كنم ، براي اين كه كمي از ناراحتي ام كم كنم، بخش هايي از مقاله ام را در وبلاگم مي آورم.

نوجوانان در صحنه اينترنت براي ايفاي هر نقشي، فرصت پيدا مي كنند. البته خصيصه مثبتي در اين كار هست، مجالي كه براي بروز و ظهور نوجوانان پيدا مي شود.
اريكسون معتقد است كه نوجوانان در دوره بلوغ هويت شخصي خود را از طريق كشف و جستجو بنا مي كنند. بلوغ مرحله اي بحراني است كه نوجوانان بدنبال كشف ارزش ها و دروني كردن آن مي باشدو اينترنت با حجم نامحدود اطلاعات و ابزارهاي سريع ارتباطي، نوجوانان را با ابزارهاي ديگر ايجادهويت از طريق جست و جو روبرو مي كند. مع الوصف بايد بدانيم كه بسياري ازتعاملات موجود در اينترنت مستلزم ارتباط انساني نيست. پي آمدهاي اين تعاملات و حدود جايگزيني اين تعاملات به جاي تعاملات انساني هنوز نامعين است.
خلوت نوجوانان در دوره بلوغ براي آنها اهمتي روز افزوني مي يابلد به صورتي كه تعرض به حريم خصوصي خود را برنمي تابند. سايت هاي اطلاعاتي فراوان درباره چاقي، الكسيم،اعتيياد، مسائل جنسي و ديگر موضوعات مورد علاقه نوجوانان وجود دارد كه به راحتي و با ناشناخته ماندن مي توانند در آنها وارد شوند و كسب اگاهي كنند و يا وارد بحث و گفت و گو شوند. اين خصيصه اينترنت همان گونه كه پيشتر ذكر شد، مجال انجام اعمال و گفتاري را مي دهد كه در دنياي واقعيت، مجال آن فراهم نيست. در تحقيق پيش گفته، شصت درصد دختران نوجوانان گفته اند كه در سايت هاي جنسي وارده شده اند و حرف هايي زده اند كه هيچگاه در عالم واقع آن ها را نمي گويند. در واقع سن و جنسيت و هويت و مقصد در اين تعاملات نامعلوم مي ماند .به عبارتي اگر چه اينترنت فرصت جست و جو و كشف هويت و اخذ اطلاعات را فراهم مي كند اين خطر بالقوه نيز وجود دارد كه اطلاعات اخذ شده از اينترنت فاقد ارزش واقعي باشدو خلوت نوجوانان يا خوشبختي انها درمعرض مخاطره قرار گيرد. به عبارتي، اينرتنت، امكان گمنامي را براي فرد فراهم مي كند، به نحوي كه او بتواند نقش بازي كند ونه تنها به او فرصت آزمون نقش هاي مختلف داده مي شود و فرد خصوصيات مختلف ، قواعد و رفتارهاي گوناگوني كه خاص يك نقش هستند را آزمون مي كند، بلكه قواعد مقبولي را كه از فرد و نقش او در زندگي واقعي انتظار مي رود ، توسعه مي دهد. اين گمنامي موردتوجه نوجوانان است. برخي از اين نقش ها سخت مورد توجه نوجوانان است. در تحقيق پيش گفته پاره اي دختران ميگفتند.
ـ فرد در هنگام گپ زدن زياد دروغ مي گويد.
ـ آيا اين كار خوب است
ـ نه خيلي ، ولي خيلي هم جالب نيست كه سن من سزده ساله باشد و با جوان 17 ساله گپ بزنم لذا سن خودم را بيشتر مي گويم.
ـپس گمنامي و لذت ناشي از آن هيجان آور است.
ـ بله
ـ بله خيلي لذت دارد.
ـ معمولا سن خود را چقدر مي گوييد؟
ـ هيچ وقت كمتر از هفده سال نگفته ام؟
ـ ايا تصوير شما متفاوت است، ايا چيزهاي زيادي درباره خود مي بافيد؟
ـ خواهر من هفده ساله است، لذا من معمولا از او تقليد مي كند.
ـ وقتي گپ مي زنم ممكن است كسي از چيزي خشنود نباشد. اگر موي خود را نمي پسندد، درباره مويش خيال پردازي مي كند. اگر دوست دارم موهايم بلوند باشد مي گويم موهاي بلوند بلند يا كوتاه دارم. در اينترنت مي توانيم، درباره هر چه مي خواهيم خيالپردازي كنيم.
ـ من حدود چهارده يا پانزده سال دارم، ثروتمندم و خانه اي در فلوريدا دارم و اين خيالپردازي من است.
من نامم چندان برايم جالب نيست و از آن احساس شرم مي كنم، لذا من مانند افراد ديگر نام خود را هميشه عوض مي كنم.
در واقع از اين طريق بچه ها به تعيير راجرز به خود آرماني خويش دست مي يابند. خود واقعي امكان مقايسه با خود را مي يابد و شامل خود اگاهي فرد درباره هويت واقعي خويش و قابليت هاي ارماني اوست. به نظر زيه (Ziehe)اجتناب ازتحت سلطه گرفتن كامل توسط توليدات مادي جوانان را تشجيع مي كند كه نوعي گلخانه را تشكيل دهند. در اين فضاي آزاد جوانان زندگي جهاني خود را خلق مي كنند وآن را تجربه مي كنند.
اينترنت فضاي آزاد گلخانه اي را ايجاد مي كنند كه معلمان و مراجع قدرت به ان دسترسي ندارند و بر آن تاثير نمي گذارند . امكان خصوصي بودن امور نكته اي است كه كاربران جوان اينترنت بر آن تاكيد دارند و از سوال بزرگسالان درمورد نحوه استفاده از اينترنت آشفته مي شوند. اينترنت به نظر اين جوانان، جانشين فضاي عمومي مي شود. در اين شكل جوانان تجربه هاي بيشتر مي يابند. و درباره كنترل و كاربرد اين رسانه جديد داراي اطلاعات مي شوند. اين فضاي جديد كه عمدتا توسط كاربران ساخته مي شود احساس مشاركت بيشتري به نوجانان مي دهد. تنها مشكلي كه وجود دارد آن است كه رابطه بين نسل جوان و بزرگسال در فضاي شبكه اي محو شود.
با داشتن پخش صوتهاي مختلف و تلويزيون درخانه، رسانه سهمي بسزايي در تفاوت هر روز زندگي مادر فضاي شخصي و خصوصي داشته است. اينترنت رسانه اي است كه اين فرايند را در عرصه عمومي تشديد مي كند.

اين واقعيت كه در فضاي شبكه اي مفهوم زمان و مكان از بين مي رود و مكان مادي، بهيچوجه در ارتباطات اجتماعي موثر نيست ، دلالاتي براي هويت فرهنگي دارد. با توجه به تشكيل جوامع مجازي، فرد مجبور به پيوند با گروه هاي فرهنگي و اجتماعي كه به لحاظ زماني يا مكاني به او نزديكند، نمي باشد. سبك زندگي مجازي به واقعيت بدل مي شود و نه يك امكان. رسانه الكترونيكي اين نتيجه را در پي داشته كه تجربه ما درباره امور لزوما به مكان مادي مشخص گره نمي خورد. ما امروزه مي توانيم با سرعت بالا و بدون تاخير زماني با هركس در هر جا مرتبط شويم.
جونز (Jones)جامعه مجازي را جامعه فارغ از محدويت هاي مكان و زمان مي داند . اين جوامع آن هنگام در اينترنت ايجاد مي شوند كه افراد در طول مدت طولاني در بحث هاي مختلف مشاركت مي ورزند. اين بحث ها داراي فضاي آزادي است كه در آن افراد احساسات خود را بيان كرده و احساس ديگران را در مي يابند. بينگرد (1987) معتقد است كه شبه اجتماع (Pseudo-community)جايگزين جامعه سنتي ميشود. شبه اجتماع داراي سطح بالاي فرديت است ومطابق با فرد تنظيم مي شود و در عين حال آن نوع ارتباط، تمايز سنتي ميان رابط بين اشخاص و روابط جمعي را به جالش مي طلبد. ارموزه فرد مي تواند راه هاي بديل به منظور اشنايي با افراد جديد بيايد و روابط دوستانه يا عاشقانه با افراد برقرار كند. منتقدين معتقدند كه روابط بر خط (on-line)غير شخصي و اغلب خصمانه اند. مدافعين در سوي مقابل، پي امد اين روابط را ازاد سازي روابط اشخاص از فضاي مادي مي دانند كه فرصت روابط شخصي درست را فراهم مي كند.
البته ايبن نوع روابط فاقد مشخصه هايي مانند مجاورت مادي، تماس منظم، اطلاعات درباره بافت اجتماعي است .

/ 0 نظر / 4 بازدید